خبری تحلیلی ردنا (ادیان نیوز)
آخرین اخبار ادیان ایران و جهان، خبرهای دینی ارامنه زرتشتیان کلیمیان شیعه اقلیت‌های دینی و مذهبی و فرقه‌ها جریان‌‌های دینی

«یهودیت قشری» و «یهودیت نبوی»

به‌سان ساير اقوام جهان، بسياري از ما يهوديان نيز شديدا تحت تأثير افكار یهودیت قشری قرار داريم، و به ما چنين تلقين شده است كه مجبوريم ميان «يهوديت تعصب‏‌گرای قشري» و «بی‌دينی و لامذهبی» يكی را انتخاب كنيم.

به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، در يكي از حكایتهای عرفانی آمده است كه روزي دو ديوانه شديداً با هم گلاويز شده و با مشت و كتك و بدوبيراه به جان هم افتاده بودند. ديوانه سومي به آنها نزديك شد و علت دعوا را از آنها جويا شد. اولي با قيافه‌‏اي حق به جانب چنين ادعا كرد:

«خداوند ديشب بر من ظاهر شد و به من اعلام نمود كه من تنها پيامبر برگزيده او هستم!» ديوانه دوم سخن اولي را با خشونت قطع كرد و گفت: «اين مردك مزخرف مي‏گويد! حق تعالي امكان ندارد چنين انتخابي بكند! همين ديشب خداوند بر من آشكار شد و به من اعلام نمود كه من پيامبر برگزيده او هستم!» ديوانه سومي سري جنبانيد و با كمال اطمينان خاطر خطاب به آنها گفت:«هر دوي شما مزخرف مي‏گوييد! بنده ديشب به سراغ هيچكدام از شما نيامدم و هيچيك از شما را به پيامبري انتخاب نكردم!».

خودشيفتگي جنون ‏‏آميز قشريون مذهبي و طرز برداشت سطحي و تفرقه‏‌انگيزی كه از دين و مذهب و از مندرجات كتب مقدس دارند بی‌‏شباهت به توهمات و هذيان‏‌گویی سه ديوانه داستان فوق نيست. قشریگری مذهبی بدون شك ويران‏گرترين و كشنده‌ترين عامل بدبختی و جنگ و فلاكت در تاريخ بشريت مي‏‌باشد.

به‌سان ساير اقوام جهان، بسياري از ما يهوديان نيز شديدا تحت تأثير افكار قشريون يهود قرار داريم، و به ما چنين تلقين شده است كه مجبوريم ميان «يهوديت تعصب‏گراي قشري» و «بي‏ديني و لامذهبي» يكي را انتخاب كنيم. اما حقيقت اين است كه ميراث زيباي يهوديت نبوي نيز از آن ماست و براي آن دسته از ما كه به معنويت عقل و خرد، عشق و عدالت، و آزادگي و روحانيت راستين علاقمند مي‏باشيم، شايد بهترين انتخاب باشد. بسياري از فلاسفه، دانشمندان، هنرمندان نابغه و پايه‏گذاران اديان و ملت‏ها در راه هدف‏هاي سازنده خود از گنجينه معرفت يا عرفان يهود بهره‏مند گشته‏اند. وقت آن رسيده كه ما نيز بيدار شويم و گنجينه گرانبهاي «يهوديت نبوي و عرفاني» را از توهمات «يهوديت قشري» بازشناسيم:

يهوديت قشری شديدا دچار قدرت‏طلبي و سلطه‏جويي و سلطه‏پذيري است و به خود اجازه مي‏دهد كه عقايد مذهبي خود را به سايرين تحميل كنند، و به توده مردم مي‏آموزد كه كوركورانه از آنها پيروي كنند. در مقايسه، يهوديت نبوی در حالي كه احترام به پدر و مادر و رباي و مربي و اجراي ميتصواهاي، فرامين تورات را به فرد توصيه مي‏كند، اما از تحميل اراده در مورد مسائل مذهبي، و از تقليد و پيروي كوركورانه از اقتدارطلبي مذهبي رويگردان است. و به فرد مي‏آموزد كه كليه تلقينات و اعتقادات مذهبي را بياموزد، و آن چه را كه مانع تعالي روحي بالاتر و تجلي عشق بيشتر در وجود اوست به دور بيافكند.

یهودیت قشری از قوانين جنبي مذهبي مانند كشروت (رعايت اصول شرعي در تهيه مواد غذايي) و «گوشتين ماستين» بت مي‏سازد و معنويت راستين و خلاقيت و سازندگي انسان‏ها را به پاي اين بت‏ها قرباني مي‏كند. اما يهوديت عرفاني به قلب و روح كاشر (سلامت مذهبي) بسيار بيشتر اهميت مي‏دهد و مهمترين آموزش تورات را در يك قانون يعني «همنوعت را مانند خودت دوست بدار» خلاصه مي‏كند.

یهودیت قشری با آزادانديشي و با علم و دانش سر ستيز دارد و مي‏كوشد كه از طريق اعمال زور، سانسور و تكفير، و حتي با توسل به ارعاب و تهديدهاي جاني آزادانديشان را ساكت كند. اما يهوديت راستين به آزادي اراده، آزادي انديشه، و آزادي بيان انسان‏ها احترام كامل مي‏گذارد و در كشف حقايق هستي با دانشمندان همكاري مي‏كند.

یهودیت قشری سخت دربند جداسازي و نفاق و كشمكش ميان مرد و زن، اوليا و فرزندان، خويش و بيگانه مي‏باشد، اما يهوديت راستين ميان همه اضداد هماهنگي و صلح نهايي متصور است و عشق و محبت نسبت به همه ابناي بشر را توصيه مي‏كند.

یهودیت قشری داستان‏هاي تورات را به طور تحت‏‎اللفظي و خرافاتي تعبير مي‏كند، اما يهوديت نبوي و عرفاني درون‏نگر است و به معاني عميق دروني و سمبوليك افسانه‏هاي زيباي تورات توجه دارد و به همين جهت با مفاهيم دروني افسانه‏هاي اديان ديگر در انطباق و هماهنگي است. در اسپانياي قرن دوازدهم شالوده برخي از عظيم‏ترين پيشرفت‏هاي علمي و فلسفي و ادبي بشريت از طريق همكاري ميان عرفاي يهود و عارفان مسيحي و صوفيان مسلمان ريخته شد.

یهودیت قشری شديدا دچار خودشيفتگي است، يعني اين كه يهودي قشري كتاب مقدس خود را، قوم خود را، و افسانه‏هاي ديني خود را برترين و مخصوص به خود مي‌‏پندارد، اما آن چه را كه متعلق به غيريهوديان است نمي‏داند و نمي‏شناسد. در مقابل، يهوديت راستين از هر نوع خودشيفتگي و خودپسندي رويگردان است، به كليه اديان احترام مي‏گذارد و به انسان مي‏آموزد كه ميان يهودي و مسلمان و حبشه‏اي و هندي و غيره هيچ تفاوتي از نظر ارزشمندي در ديدگاه خداوند موجود نمي‏باشد.

نيست دين غير محبت به بني نوع بشر

مهربانيست كه سرلوح همه اديانسـت

گر فقط مذهب و دين مظهر انسان شدنست

قوم موسي و محمد زچه سرگردانست؟

اميد است كه شما نيز مانند همه آزادانديشان و انسان‏دوستان تاريخ بشري به جاي «مذهب قشری» و نفرت و نابساماني، «مذهب راستين» و عشق و آباداني را انتخاب كنيد. سرنوشت یهودیت و آينده بشريت به اين انتخاب شما وابسته است.

شهر خالي است زعشاق، بود كز طرفي مردي (يا زني) از خويش برون آيد و كاري بكند؟

منبع انجمن کلیمیان تهران
به خواندن ادامه دهید
گفت‌وگو درباره مطلبی که خواندید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.