خبری تحلیلی ردنا (ادیان نیوز)
آخرین اخبار ادیان ایران و جهان، خبرهای دینی ارامنه زرتشتیان کلیمیان شیعه اقلیت‌های دینی و مذهبی و فرقه‌ها جریان‌‌های دینی

تأملی در حاشیه حضور برخی مسئولان در سفارت عربستان

یادداشتی از دکتر محمد مهدی تسخیری؛

سیاست خارجی هنر جمع میان اصول و مصلحت، آرمان و واقعیت، و حفظ مواضع و گشودن راه‌های ارتباط است.

به گزارش ادیان نیوز؛ حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدمهدی تسخیری معاون ارتباطات و امور بین الملل دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان«تأملی در حاشیه حضور برخی مسئولان در سفارت عربستان»آورده است:

نقد عملکرد دولت‌ها، به‌ویژه هنگامی که پای منافع و مصالح جهان اسلام در میان است، امری ضروری و قابل احترام است؛ اما نقد هنگامی ثمربخش خواهد بود که میان موضع‌گیری سیاسی، رابطه دیپلماتیک و مشارکت در یک مراسم رسمی تفکیک قائل شویم.
حضور یک مقام جمهوری اسلامی ایران در مراسم رسمی سفارت یک کشور، لزوماً به معنای تأیید همه سیاست‌های آن کشور، چشم‌پوشی از اختلافات موجود یا شریک شدن در تمام عملکردهای تاریخی و کنونی آن دولت نیست. اگر چنین ملازمه‌ای را بپذیریم، بخش مهمی از عرف و ادبیات دیپلماتیک در جهان امروز اساساً بی‌معنا خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران با کشورهای متعددی ارتباط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی دارد که در بسیاری از موضوعات با سیاست‌های جمهوری اسلامی اختلاف نظر دارند؛ حتی برخی از این کشورها با رژیم صهیونیستی روابط نزدیک دارند. با این حال، ارتباط جمهوری اسلامی با آنها به معنای تأیید آن روابط یا صرف‌نظر کردن از آرمان فلسطین نیست. همان‌گونه که مذاکره با یک دولت، به معنای پذیرش همه سیاست‌های آن دولت نیست، حضور در یک مراسم رسمی نیز الزاماً بیانیه سیاسی تلقی نمی‌شود.
از همین منظر، روابط ایران با عربستان سعودی را نیز باید در چارچوب مصالح کلان منطقه و جهان اسلام دید. عربستان، یمن، عراق، لبنان و ایران همگی بخشی از جهان اسلام‌اند و سیاست جمهوری اسلامی نمی‌تواند نسبت به هیچ‌یک از این کشورها صرفاً بر اساس دوگانه دوست و دشمن تنظیم شود. ممکن است با یک کشور اختلافات جدی داشته باشیم، اما در همان حال برای مدیریت اختلاف، جلوگیری از سوءتفاهم و تأمین منافع امت اسلامی، با آن ارتباط برقرار کنیم.
اتفاقاً اگر مفهوم تقریب مذاهب، را جدی بگیریم، یکی از نخستین الزامات آن، توانایی گفت‌وگو با دیگری بدون تبدیل اختلاف به خصومت دائمی است.
تقریب به این معنا نیست که مسلمانان اختلافات تاریخی، مذهبی و سیاسی خود را انکار کنند؛ بلکه یعنی اختلافات را به گونه‌ای مدیریت کنند که به دشمنی میان ملت‌ها و امت اسلامی تبدیل نشود.
از این منظر، حتی اگر نسبت به برخی سیاست‌های عربستان انتقادات جدی وجود داشته باشد، اصل ارتباط با عربستان نه تنها با مفهوم تقریب منافات ندارد، بلکه می‌تواند بخشی از ضرورت آن باشد.
البته این سخن به معنای نادیده گرفتن تاریخ نیست. تخریب بقیع، حوادث تلخ حج، جنگ یمن و دیگر رخدادهای مورد مناقشه، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را با یک حضور دیپلماتیک پاک کرد یا به فراموشی سپرد. اما حفظ مطالبه‌گری و حفظ رابطه دیپلماتیک دو امر متناقض نیستند.
دیپلماسی موفق دقیقاً در نقطه‌ای شکل می‌گیرد که بتواند ضمن حفظ اصول و مواضع، راه‌های ارتباط و تأثیرگذاری را نیز باز نگه دارد.
رفتار جمهوری اسلامی در قبال کشورهای مختلف نشان می‌دهد که رابطه سیاسی الزاماً به معنای هم‌موضعی کامل نیست.
برای نمونه، در موضوع تحولات منطقه، ممکن است ایران با یک کشور عربی در برخی مسائل هم‌نظر باشد و با همان کشور در موضوعی دیگر اختلاف داشته باشد. حتی میان جریان‌هایی که در یک جبهه کلی قرار می‌گیرند، درباره شیوه مواجهه با آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی یا کشورهای منطقه ممکن است تفاوت دیدگاه وجود داشته باشد.
بنابراین، اگر یک اقدام سیاسی یا نظامی از سوی یک طرف، دقیقاً مطابق انتظار طرف دیگر نباشد، نباید فوراً از آن نتیجه گرفت که رابطه به دشمنی تبدیل شده است.
در مورد یمن نیز باید میان هم‌پیمانی راهبردی، استقلال تصمیم‌گیری و اختلاف در تاکتیک‌ها تفکیک کرد. ممکن است جمهوری اسلامی با مقاومت یمن در حمایت از فلسطین همدل باشد، اما این به معنای آن نیست که باید همه تصمیم‌های تاکتیکی طرف یمنی را عیناً تصمیم جمهوری اسلامی تلقی کرد؛ همان‌گونه که اختلاف در یک تاکتیک نیز نباید به معنای دشمنی میان دو طرف تفسیر شود.
با وجود همه این ملاحظات، می‌توان پرسید آیا سطح و نوع حضور مسئولان در یک مراسم رسمی، در هر مقطع زمانی بهترین انتخاب بوده است یا خیر؟.
این پرسش، با اصل رابطه دیپلماتیک تفاوت دارد.
در شرایطی که میان دو کشور هنوز مسائل حساس و حل‌نشده‌ای وجود دارد، و خصوصاً هنگامی که افکار عمومی جهان اسلام نسبت به برخی رفتارهای دولت عربستان حساس است، شاید مناسب‌تر بود سطح حضور مقامات جمهوری اسلامی با ظرافت بیشتری تنظیم شود.
ممکن بود حضور در سطح معاون رئیس‌جمهور یا برخی مقامات عالی سیاسی، به دلیل حساسیت‌های موجود، ضرورت نداشته باشد؛ در حالی که حضور دیپلمات‌ها، مدیران مرتبط یا شخصیت‌هایی در سطح متناسب با روابط جاری، امری طبیعی و قابل دفاع باشد.

در مورد حضور مسئولانی همچون دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و شخصیت‌هایی که ارتباط مستقیم با نهادهای فقهی و مذهبی جهان اسلام دارند نیز می‌توان گفت که برای حضور آنان منطق و توجیهی وجود دارد؛ زیرا روابط علمی، فقهی و مذهبی با جهان اسلام، حتی در شرایط اختلاف سیاسی، از وظایف طبیعی چنین نهادهایی است.
البته این بدان معنا نیست که حضور آنان تنها گزینه ممکن یا بهترین گزینه بوده است. می‌شد به دلایل مختلف از حضور خودداری کرد یا سطح حضور را کاهش داد. اما تبدیل این حضور به نشانه‌ای از تأیید جنایت،یا
شراکت در جشن جنایت، نیازمند اثبات رابطه‌ای است که در عرف دیپلماسی وجود ندارد.
اگر در این ماجرا نقدی جدی وجود داشته باشد، بهتر است به جای آنکه تمام مسئله را متوجه افراد حاضر کنیم، از سیاست‌گذاری کلان درباره سطح و نوع حضور مقامات جمهوری اسلامی در مراسم خارجی پرسش شود.
آیا وزارت امور خارجه و دستگاه‌های ذی‌ربط، برای حضور مسئولان در مراسم سفارتخانه‌ها، خصوصاً در شرایط بحرانی، چارچوب روشنی دارند؟
آیا سطح حضور سیاسی، علمی، حوزوی و فرهنگی باید از پیش تعریف شود؟
آیا مسئولان مختلف باید بدانند در چه سطحی حضورشان پیام سیاسی تلقی می‌شود و در چه سطحی صرفاً یک حضور تشریفاتی و دیپلماتیک محسوب می‌شود؟
اگر چنین چارچوبی وجود نداشته باشد، ممکن است یک اقدام عادی دیپلماتیک، در افکار عمومی به عنوان موضع رسمی جمهوری اسلامی تفسیر شود؛ و این مسئله بیش از آنکه مشکل یک فرد باشد، مسئله‌ای مربوط به مدیریت ارتباطات دیپلماتیک کشور است.
امروز مسئله بزرگ‌تر از حضور چند شخصیت در یک مراسم است.
منطقه خلیج فارس در حال تجربه تحولات مهمی است. اگر قرار است در آینده، کشورهای منطقه به این جمع‌بندی برسند که امنیت پایدار خلیج فارس باید بر پایه همکاری کشورهای منطقه و بدون وابستگی دائمی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای شکل گیرد، جمهوری اسلامی باید از هم‌اکنون برای چنین آینده‌ای طرح داشته باشد.
در این منظومه، یمن باید یمن باشد، عربستان عربستان، عراق عراق، لبنان لبنان و ایران ایران؛ اما همه آنها می‌توانند در یک معماری امنیتی و تمدنی منطقه‌ای، با وجود تفاوت‌های جدی، منافع مشترک خود را تعریف کنند.
هدف سیاست خارجی نباید این باشد که فقط دوستان خود را حفظ کنیم؛ بلکه باید بتوانیم با مدیریت درست، فاصله‌ها را کاهش دهیم و حتی با کشورهایی که امروز اختلاف داریم، زمینه همکاری فردا را فراهم کنیم.
اگر کشورهای منطقه در آینده میان چند گزینه برای امنیت و همکاری منطقه‌ای انتخاب کنند، عقل راهبردی اقتضا می‌کند که ایران برای جذب و اقناع آنها برنامه داشته باشد، نه اینکه هر ارتباطی با آنان را به معنای عدول از اصول خود تلقی کند.
پس می‌توان هم‌زمان دو سخن را درست دانست:
نخست اینکه برخی رفتارها و سیاست‌های دولت عربستان، از نگاه جمهوری اسلامی و بخش‌هایی از افکار عمومی جهان اسلام، همچنان محل انتقاد جدی است و نباید این انتقادات فراموش شود.
دوم اینکه همین انتقادات، مانع ارتباط دیپلماتیک و گفت‌وگوی سیاسی و مذهبی با عربستان نمی‌شود.
این دو گزاره نه متناقض‌اند و نه یکدیگر را نفی می‌کنند.
سیاست خارجی هنر جمع میان اصول و مصلحت، آرمان و واقعیت، و حفظ مواضع و گشودن راه‌های ارتباط است.
اگر از هر حضور دیپلماتیک، تصویری از تسلیم و سازش بسازیم، در نهایت خود را از ابزارهای دیپلماسی محروم کرده‌ایم. و اگر هر رابطه‌ای را به معنای تأیید طرف مقابل بدانیم، اساساً امکان گفت‌وگو میان دولت‌ها از میان خواهد رفت.
بنابراین، به جای آنکه تمام ظرفیت فکری خود را صرف محکوم کردن حضور چند شخصیت در یک مراسم کنیم، شایسته‌تر است از دستگاه سیاست خارجی بخواهیم خط‌مشی روشن، دقیق و آینده‌نگرانه‌ای برای سطح و نوع ارتباط مسئولان با کشورهای منطقه تدوین کند؛ و از مجمع جهانی تقریب نیز انتظار داشته باشیم که در کنار حفظ ارتباط با همه مذاهب و کشورهای اسلامی، برنامه‌ای روشن و بلندمدت برای تقریب واقعی و کاهش سوءتفاهم‌های میان ملت‌های مسلمان ارائه دهد.
فرصت‌های منطقه‌ای را نباید با حساسیت‌های مقطعی از دست داد.نه آرمان‌ها را باید فدای دیپلماسی کرد و نه دیپلماسی را قربانی برداشت‌های ساده‌انگارانه از آرمان‌ها.
هنر جمهوری اسلامی همان که رهبر وامام شهیدمان ترسیم‌نموده اند؛ هر دو را،باید با حکمت و عزت، در خدمت منافع اسلام، ایران و صلح و ثبات منطقه قرار دهند.

گفت‌وگو درباره مطلبی که خواندید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.