شهید سیدحسن نصرالله باپیوند مجاهدت مؤمنانه، صبر راهبردی، عقلانیت دینی وتدبیر سیاسی، به یک مکتب ماندگار بدل شد.
ادیان نیوز؛، یادداشت؛ علی خالقی، کارشناس مسائل راهبردی| ششم مهرماه در حافظه تاریخی جبهه مقاومت، یادآور روزی است که پرچمدار و مجاهد کبیر، شهید سید حسن نصرالله (ره) توسط رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. پیام حکیمانه امام شهید انقلاب در سوگ این «سیدِ شهیدِ مقاومت»، صرفاً یک پیامِ تسلیت نبود؛ بلکه تبیینِ جایگاهِ وجودیِ شخصیتی است که به تعبیر ایشان، «یک شخص نبود، بلکه یک راه و یک مکتب بود». برای درک چراییِ «مکتب بودن» این شهیدِ سعید، میتوان چهار رکنِ بنیادین را از لایههای تحلیلیِ این پیام استخراج کرد.
1. مجاهدت فیسبیلالله؛ جوهره هستیشناختی
نخستین ویژگیِ مکتب نصرالله، خاستگاهِ الهیِ مجاهدتهای اوست. جهاد در این مکتب، نه یک تاکتیک نظامی، بلکه از فروعِ بنیادین دین و عاملِ غلبه بر عرصههای دشوار است. این مجاهدت، فراتر از تلاشهای فیزیکی، تلاشی هدفمند برای تحققِ اراده الهی است که با نیتِ خالص و در مسیرِ اعتلای اسلام صورت میپذیرد.
2. مقاومت؛ استقامتِ مبتنی بر صبرِ راهبردی
در مکتب نصرالله، «مقاومت» معنایی عمیقتر از ایستادگیِ ساده دارد. این رکن، بر ستونِ «صبر» بنا شده است؛ همان صبری که در تمامیِ فروع و اصولِ عبادی اسلام (از نماز و روزه تا تولی و تبری) نقشِ پیشران را ایفا میکند. شهید نصرالله با پیوند زدنِ این صبرِ ایمانی با کنشهای میدانی، اثبات کرد که مقاومت، عاملِ تعیینکننده در مواجهه با جبهه باطل است.
3. عقلانیتِ دینی؛ پیوندِ علم و ایمان
مجاهدت و مقاومت بدونِ قطبنمایِ فکری، راه به مقصد نمیبرد. رکنِ سومِ این مکتب، «عقلانیتِ دینی» است. شهید نصرالله به عنوان «عالمِ با فضیلتِ دینی»، کنشهای خود را بر پایه علمی استوار کرده بود که از دیانت سرچشمه میگرفت. این عقلانیتِ دینی، جلوی احساساتگراییِ محض را گرفته و مجاهدت را به امری منطقی و اصولی تبدیل میکند.
4. تدبیر سیاسی؛ هنرِ مدیریتِ میدان
در نهایت، آنچه این مجموعه را به یک «مکتب» کارآمد تبدیل میکند، «تدبیر» است. شهید نصرالله به عنوان یک «رهبرِ مدبرِ سیاسی»، میدانست چگونه مجاهدتِ برخاسته از عقلانیتِ دینی را در ساحتِ عمل، به دستاورد تبدیل کند. تدبیر، همان مهندسیِ دقیقی است که پازلِ مجاهدت، مقاومت و عقلانیت را کنار هم میچیند تا هدفِ غایی تحقق یابد.
فرجام سخن
شهید سید حسن نصرالله صرفاً یک فرمانده نبود؛ او تبلورِ عینیِ پیوندِ میانِ «مجاهدتِ مؤمنانه»، «صبرِ راهبردی»، «عقلانیتِ دینی» و «تدبیرِ سیاسی» بود. همین ترکیبِ منحصربهفرد است که از او، یک «مکتب» ماندگار ساخته است؛ مکتبی که نه تنها در زمانِ حیاتش، بلکه پس از شهادتش نیز به عنوانِ الگوی راهبردیِ جبهه مقاومت، مسیرِ پیشرو را روشن نگاه خواهد داشت.