چکيده :
فمينيسم، به مثابة نظام فکري برآمده از انگارة اومانيسم، بازتاب مکتبهاي فکري مدرن غربي، در بحث زنان است. با توجه به ويژگيهاي مشترک همة گرايشها، ميتوان تعريف و نظرية تربيتي مشترک و نسبتاً فراگير براي آنها در نظر گرفت.
فمينيستها عرصه تعليم و تربيت را بهترين بستر براي توانمندسازي زنان و ترويج ديدگاههاي نقادانة مبتني بر جنسيت، رسيدن به برابري کامل زن و مرد، گسترش رشتة مطالعات زنان و غيره از اهداف خود در اين عرصه ميدانند. براي رسيدن به اين اهداف، اصول و روشهاي همچون نقد، تشابهمحوري، مخالفت با خانهداري و مادري، الگوسازي فمينيستي و غيره را در پيش گرفتهاند.
در ارزيابي و نقد فمينيسم بايد توجه داشت که اولاً، نبايد نهضت دفاع ازحقوق و کرامت زنان را با فمينيسم يکسان پنداشت؛ ثانياً، آثار مثبتي که اين نهضت داشته، نه آثار انديشههاي فمينيستي، بلکه آثار طرح بحث حقوق زنان در غرب است؛ ثالثاً، در يک نگاه جامع ضمن توجه به آثار مثبت طرح بحث حقوق زنان، بايد به پيامدهاي ويرانگر انديشههاي فمينيستي نيز توجه نمود.
كليدواژه: فمينيسم، أومانيسم، زنان، نظرية تربيتي، نقد.