خبری تحلیلی ردنا (ادیان نیوز)
آخرین اخبار ادیان ایران و جهان، خبرهای دینی ارامنه زرتشتیان کلیمیان شیعه اقلیت‌های دینی و مذهبی و فرقه‌ها جریان‌‌های دینی

جایگاه خانواده در عرفان های نوظهور

به گزارش ادیان نیوز، خانواده یکی از ارکانی است که در همة ادیان به کرامت و ارزشمندیِ آن، تأکید فراواني شده و آن را امری مقدس می‌دانند.

خانواده به‌عنوان «هستة اصلی جامعة بشری»، ضرورتی حیاتی است که در راستای خلقت و هماهنگ با سرشت اجتماعی انسان است. انسان در نخستین گام‌های زندگی اجتماعی و با نیازهایی اصیل‌تر و طبیعی‌تر، به‌سوی جنس مخالف گرایش می‌یابد و او را نخستین همراه و یاور زندگی قرار می‌دهد و در کنار او نیاز جنسی خود را ارضا می‌کند. مکاتب و ادیانی که به اجتماع و جنبة اجتماعی انسان توجه دارند و به جامعة بشری و ضرورت‌های آن می‌اندیشند و به‌دنبال ایجاد و گسترش تمدن و فرهنگ هستند، به خانواده اهمیت بسیاری می‌دهند؛ زیرا بدون سامان‌یافتن زندگی‌های خانوادگی، جامعه نیز پدید نمی‌آید.

اسلام از پیشگامان این مکاتب است، به‌تمدن و فرهنگ انسانی می‌اندیشد و پیدایش اجتماعات بزرگ انسانی از اهداف متعالی آن به‌شمار می‌رود، جایگاه خانواده در قرآن بسیار بالاست در حدی که پدر و مادر به عنوان ستون های خانه بعد خداوند باید مورد توجه جدی اهل خانه باشند و اطاعت شوند. »وَاعْبدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکوُا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْساناً؛ خدا را بپرستید و به او شرک نورزید و به پدر و مادر خود احسان کنید«  (نساء/36)

این در حالی است که عرفان های نوظهور به دنبال نفی خانواده هستند و تلاش می کنند مخاطبین خود از خانواده جدا کنند

اشو در نفی خانواده گوی سبقت را از دیگران ربوده و تعابیر تندی در مورد خانواده به کار می برد.

«اساس ساختار اصلی خانواده بر مالکیت قرار دارد: شوهر مالک زن است و هر دو مالک فرزندان هستند. لحظه یی که تو مالک انسانی شدی، منزلت، آزادی و انسانیت را از او سلب کرده ای و او همة زیبایی ها را از او گرفته ای و فقط به او دستبند زده ای- دستبندی احیاناً ساخته از طلا- و به جای بال ، او را در قفس زیبایی اسیر کرده ای» [1]

او ادامه می دهد:

«در جوامع پیشرفتة صنعتی ملاحظه می کنیم که انسان از جد خانواده فراتر رفته است. خانواده دیگر کاربردش را از دست داده است. خانواده بیش از کاربردش دوام یافته است. خانواده یکی از قدیمی ترین نهادهاست، بنابراین فقط مردمانی بسیار دقیق و حساس می توانند مشاهده کنند که عمر خانواده به سرآمده است. مدت ها طول می کشد تا دیگران هم تشخیص دهند که خانواده دیگر مرده است.» [2]

اشو در کتاب کودک نوین به صورت کامل خانواده را نفی کرده و معتقد است فرزندان را باید در کمون اشو تربیت کرد. او پدر و مادر را ظالم می داند که در حق فرزندان ظلم می کنند:

«بچه ها باید به کمون تعلق داشته باشند، نه به پدر و مادرها. والدین به اندازة کافی ضرر زده اند، دیگر نمی توان به آنها اجازه داد که فرزندانشان را فاسد کنند- هرچند نیت آنان سراپا خیر است. اما با این نیت های خیر پدر و مادرها، که جز عواقب ناخوشایند پیامدی نداشته است، چه باید کرد؟» [3]

«والدین ظالم اند، چون اندیشه هایی درسر دارند، می خواهند فرزندشان این یا آن باشند. دوست دارند فرزندانشان ثروتمند، مشهور و قابل احترام باشند؛ دوست دارند فرزندانشان جاه طلبی های تحقق نیافتة آنانرا برآورده سازند. فرزندان قرار است مسافر سفر رویایی آنان به سرزمین آرزوها باشند.» [4]

این در حالی است که بهترین افراد برای تربیت فرزندان در تمام جوامع، پدر و مادر هستند.

پائولو کوئلیو نیز یکی از افرادی است که در آثار خود خانواده را زیر سوال می برد و چنین القا می کند که خانواده بردگی است او در کتاب زهیر می نویسد:

«بعضي‌ها خوشبخت به نظر مي‌آيند، چرا كه كارشان را راحت كرده‌اند و اصلاً به موضوع فكر نمي‌كنند  شوهر مي كنم، خانه مي‌خرم، دوتا بچه مي‌آورم،  اما با اين همه، چشم‌هايشان غمي را نشان مي‌دهد كه حتي خودشان هم از وجودش در جانشان خبر ندارند تو خوشبختي؟» [5]

او زندگی زناشویی را نماد بردگی می داند و معتقد است زن و مرد نباید پایبند به یکدیگر باشند، مجری را آزادی می داند کسانی را که خود را گرفتار زندگی می کنند را نکوهش می کند.

نمونه اول
«مجرد و ميليونرم مي‌توانم در روز روشن، با هركس دلم مي‌خواهد بروم بيرون مي‌توانم در جشنهايي كه اين همه سال از خودم دريغ كرده‌ام، شركت كنم» [6]

نمونه دوم
«فكر مي‌كنند بر هم حق تسلط دارند؛ باز هم خيال مي‌كنند وقتي قول داده‌اند تا ابد با هم خوشبخت باشند بايد اين قول را تا ابد حفظ كنند، حتي به اين بها كه هر روز بدبختي بكشند.» [7]

نمونه سوم
«وقت كنار هميم چه اتفاقي مي‌افتد؟ بحث مي‌كنيم به خاطر هر چيز كوچكي دعوا مي‌كنيم، مي‌خواهيم همديگر را عوض كنيم گاهي در سكوت دلمان، به خودمان مي‌گوييم آزادي چه خوب است كاش هيچ تعهدي نداشتم» [8]

پائولو با زیرکی زیاد داستان هایش را به گونه ای پیش می برد که مخاطب بپذیرد آنچه او می گوید. روش اقنا پذیری را خوب می داند از این رو خواننده با داستان همزاد پنداری کرده و همراه می شود و در نهایت می پذیرد که گفته پائولو کوئلیو درباره خانواده می تواند ردست باشد.

بودا نیز معتقد است خانواده مانع کمال است و باید برای رسیدن به کمال آن را ترک کرد:

«مي گويد به نظرم رسيد كه زندگي در خانواده تنگ و كثيف است؛ حال آن كه زندگي در بيخانماني باز و فراخ است؛ دشوار است كه آدمي بتواند در حالي كه كنج خانه تپيده است زندگي معنوي تمام و كمالي را كه از هر جهت پاك و پاكيزه باشد بگذراند.» [9]

……………………………….
پی نوشت:

[1] . آینده طلائی ص97

[2] . کودک نوین ص109

[3] . آینده طلائی ص98

[4] . کودک نوین ص42

[5] . زهيرص55

[6] . زهيرص33

[7] . زهيرص170

[8] . زهيرص172

[9] . بودا مايكل كريدرز ص44
منبع : فرقه نیوز

گفت‌وگو درباره مطلبی که خواندید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.