شمارى از محققان معتقدند كه گردشگرى در اساس خود، پديده اى دينى است. براى نمونه به باور مكانل گردشگر همان «زائر روزگار مدرن» است كه در جستجوى امرى متعالى و فرامعمول به سير و سياحت مىپردازد.
به گزارش ردنا (ادیان نیوز)، حمیده امیریزدانی؛ دکترای مطالعات تطبیقی ادیان و کارشناس مدیریت جهانگردی، در پنجاه و یکمین شماره از سلسله یادداشتهایش با نام «یادداشت چمدانی» چنین نوشت:
شمارى از محققان معتقدند كه گردشگرى در اساس خود، پديده اى دينى است. براى نمونه به باور مكانل(١٩٧٦) گردشگر همان «زائر روزگار مدرن» است كه در جستجوى امرى متعالى و فرامعمول به سير و سياحت مىپردازد.
برخى ديگر از محققان هم پا را فراتر نهاده و گردشگرى را «دين روزگار مدرن» خوانده اند(شارپلى و ساندارام، ٢٠٠٥ ؛ سالازار، ٢٠١٢). به باور سالازار(٢٠١٢) گردشگرى در اساس فرزندِ سنن زيارتى است، از اينرو بايد گفت از حيث تاريخى دين و گردشگرى در پيوندى تنگاتنگ با يكديگرند.
اين فهم از گردشگرى متأثر از آراى جامعه شناختی اميل دوركيم(١٩١٥-١٩٦٥)است كه از مرز ميان تجربههاى«مقدس»و تجربه هاى«نامقدس»سخن به ميان آورد.
در نگاه دوركيم گردشگرى فعاليتى غيرمعمول است و از اينرو در شمار رويدادهاى «مقدس» محسوب مىشود.در آراى ميرچا الياده( ١٩٥٩) و گرابرن(١٩٨٩) نيز تمايز ميان «مقدس» و «نامقدس» به تفصيل بيان شده است و مى توان بنابر این دیدگاه گردشگرى را در زمره امور مقدس و در مقابل امور روزمره به شمار آورد؛ با اين استدلال كه گردشگر همانند زائر در جستجوى امرى متعالى از زندگى معمول و روزمره خود فرار مى كند و خودخواسته دست به ترك عاداتش مى زند.
پ.ن. پژوهش در حوزه گردشگرى و الهيات گردشگرى قرنطينه بردار نيست! و طبيعتاً اين يادداشت هم فراخوانى به كوه و دشت زدن و از خانه در آمدن نيست.