نویسنده : دکتر فرح رامین
نظريه پردازان انقلاب و سياست گذاران معاصر، مي کوشند تحولات انقلابي غيرمنتظره را درک کنند.آموزه مهدويت و ماهيت انقلاب مهدوي در فرهنگ شيعه براي بسياري از آنها، بسيارپيچيده و اسرارآميز مي نمايد. مقاله حاضر، کوششي است در عرضه مفهومي نظري درباره انقلاب، بررسي صحت کاربرد اين واژه درباره خروج امام مهدي ، تبيين عوامل و پارادايم هاي وقوع هر انقلاب با تکيه بر ارکان سه گانه انقلاب (مردم، رهبري، ايدئولوژي) و تطبيق آنها با انقلاب مهدوي.
در اين زمينه، تلاش مي شود که مدل هاي نظريه هاي انقلاب در مورد انقلاب هاي بزرگ معاصر، با انقلاب قائم منتظر آزموده و ميزان انطباق يا عدم انطباق آن بااين مدل ها نشان داده شود. نگارنده اذعان مي کند که انقلاب مهدوي به عنوان «آخرين انقلاب » و «انقلابي آخر »، ماهيتي خاص دارد و در قالب مدل هاي نظريه پردازي معاصر، به آساني تحليل نمي شود؛ اما با استناد به ضرورت شناسايي و شناساندن انقلاب مهدوي در قالب مفاهيم متداول فلسفه سياسي امروز، مقصود اين دفتر آن است که نشان دهد اين انقلاب بزرگ جهاني، همانند ديگر انقلابهاي اجتماعي، برآيند و مبتني بر قدرت تبييني عوامل نارضايتي گسترده مردمي و رهبري کاريزمايي امام معصوم است و به پشتوانه ايدئولوژي ساختارشکن شيعي محقق و پيروز خواهد شد.
کلید واژه : انقلاب، فرانظريه، نارضايتي انقلابي، خشونت، رهبري اريزمايي، ايدئولوژي شيعي.