چکیده: ايدئولوژي، دربر گيرنده سه عنصر «هويت»، «موعوديت» و «جهانيت» است که بر اساس تعريف اين عناصر، راه برد عملي هر مکتب شکل مي گيرد. مقاله حاضر کوشيده است در تبيين اختلافات و تعارضات ميان ايالات متحده امريکا و جمهوري اسلامي ايران، به سطح عميق تري از تحليل ها بپردازد و تقابل اين دو کشور را که رهبري دو جريان آينده گرايي را بر عهده گرفته اند، در تفاوت ايده ها جست و جو کند.
در بخش نخست، پس از توضيح چارچوب نظري بحث، از هويت، موعوديت و جهاني شدن ايراني بر اساس فرهنگ و سنت ايراني ـ اسلامي بحث شده و بر نقش موثر امامت و مهدويت در آينده گرايي ايراني تاکيد گشته است.
در قسمت بعد، نويسنده به هويت، موعوديت و جهاني شدن امريکايي پرداخته و ريشه هاي ديني و فلسفي ليبراليسم به عنوان درون مايه آينده گرايي امريکايي را بررسي کرده است. به جريان يوتوپيانيسم و آثار آن نيز در اين نوع آينده گرايي اشاره شده است.
در بخش پاياني، چشم انداز تقابل اين دو نوع آينده گرايي که هريک، موعوديت بديلي نسبت به ديگري در پيش گرفته اند، بررسي شده و مولفه هاي دو مدل، دسته بندي و تبيين گرديده است. هم چنين فرضيه پژوهش مبني بر تفاوت ايده هاي اين تقابل و اثر آن بر تقابل ماده هاي آن توضيح داده شده است.
كليد واژه: هويت، موعوديت، جهاني شدن، آينده گرايي، جمهوري اسلامي ايران، مهدويت، ايالات متحده امريکا، يوتوپيانيسم، خشونت، صلح جهاني
تقابل آينده گرايي ايراني و امريکايي