نویسنده : على
غلامى دهقى
چكيده :
بى اعتنايى عربِ
پيش از اسلام به خواندن و نوشتن، نخستين عامل وابستگى فكرى آنان به اهل كتاب بود كه
به تدريج باعث سلطه فرهنگى يهود و نصارا بر آن ها شد. اهتمام اهل كتاب به قصص و داستان
سرايى و حرص مسلمانان در شنيدن افسانه هاى ساخته يهود و ساده لوحى برخى راويان حديث
نسبت به نو مسلمانان اهل كتاب نيز مزيد بر علّت شد و زمينه هاى وابستگى فكرى بيشتر
و نفوذ انديشه هاى اسرائيلى در ميان مسلمانان را فراهم ساخت.
با تلاش رسول خدا(صلى
الله عليه وآله) در استقلال فكرى عرب هاى مسلمان و نهى آن حضرت از مراجعه به اهل كتاب،
برخى مسلمانان نسبت به آن ها علاقه نشان دادند و خلفاى نخستين نيز ميدان را براى نومسلمانان
اهل كتاب باز گذاشتند. امويان هم براى مشروعيت بخشيدن به قدرت خويش، از انديشه هاى
اسرائيلى بيشترين بهره را بردند.
امامان شيعه(عليهم السلام) با طرح انديشه هاى خالص
اسلامى و ارائه معيارهاى صحيح براى تميز روايات صحيح از سقيم، با مبلّغانِ افكار اسرائيلى
به مبارزه برخاستند. نوشتار حاضر به منظور ارائه شناخت از زمينه هاى نفوذ انديشه هاى
اسرائيلى در ميان مسلمانانِ سده نخست اسلامى و پيامدهاى آن و نيز واكنش امامان شيعه
و برخى صحابه و تابعين در برابر آن انديشه ها، به بررسى اين مسئله پرداخته است.
کلیدواژه:
مسلمانان صدر اسلام، اسرائيليان، پيامبر اسلام، امامان شيعه، خلفاى نخستين، امويان،
كعب الأحبار، تميم دارى، وهب بن منبّه.