نویسنده : هانس كونگ / ترجمه و نقد: سيدحسين شرفالدين
چكيده :
آيا توقع دست يابي به يك اجماع اخلاقي و وفاق بر سر ارزشها، معيارها و نگرشهاي معين، براي جامعه جهاني در حال ظهور، يك توهم بزرگ و زيبا نيست؟ از آنجايي كه همواره ميان ملتها، فرهنگها و اديان تفاوتهايي وجود دارد و نظر به گرايشهاي معطوف به ابراز وجود فرهنگي، زباني و ديني و حتي نظر به مليت گرايي فرهنگي گسترده، تعصبات شديد زباني و بنيادگرايي ديني، آيا اصولاً اجماع اخلاقي در جهان امروز و در ابعاد جهاني، آن معنا و مفهوم پيدا ميكند؟ آيا ميتوان مدعي شد كه دقيقاً به دليل همين وضعيت سخت و دشوار، يك اجماع اخلاقي جهاني ضرورت دارد؟ اين مقال، به بازكاوي امكان وفاق و اجماع اخلاقي جهاني بر سر ارزشها و هنجارها در جهان امروز ميپردازد.
كليد واژه: اخلاق، اخلاق جهاني، اخلاق حداقلي، مليتگرايي فرهنگي، عدالت، همزيستي.
اخلاق جهاني به مثابه بنياني براي جامعه جهاني