چكيده :
اين مقاله، به بررسي مواردي كه در مظان خلط با مسئله بيان ناپذيري عرفان است، ميپردازد؛ مواردي چون ناتواني بلاغي، توصيه به سكوت و تقيه و رازداري، عدم بيان بواطن امور شهودي براي عوام، بيان ناپذيري به هدف ابراز تفاوت حقيقت غايي با محسوسات، بي معنايي و بيان ناپذيري هرمنوتيكي نيست. از اين بحث به دست ميآيد كه، تنها تعريف معقول و صحيح از بيان در مسئله «بيان ناپذيري عرفان»، در قالب لفظ درآمدن است. در اين صورت، بيان ناپذيري بدين معني است كه شهودات عرفاني در قالب لفظ در نميآيند. در پايان، به برخي نمونههاي خلط مفهومي اين مسئله با مباحث ديگر پرداخته است. توجه به تعريف صحيح اين مسئله و تمايز آن با مباحث و مطالب ديگر، تنها راه ورود به حل و فصل صحيح اين موضوع مي باشد.
كليدواژه : تجربه عرفاني، بيان، بيانناپذيري.