چكيده :
ارتباط انسان با اعضاي بدن خويش، از مباحثي است كه امروزه در حل برخي مسائل مستحدثه بدان توجه ميكنند. تعيين نوع اين رابطه و قلمرو آن با بررسي ريشههاي بحث در متون فقهي، در برخي از مسائل فقهي و حقوقي، همچون اهداي عضو در زمان حيات و پس از آن [هنگام مرگ مغزي] و همچنين بحث اخذ مال در برابر عضو، اثر مستقيم خواهد داشت.
ماهيت اين رابطه در كلام فقيهان و برخي نويسندگان با عنوان رابطة «تمليكي» – ملكيت ذاتي و اعتباري ـ و «تسليطي» تبيين شده است. با بررسي ادلة فقهي و مباني حقوقي، اين رابطه از نوع سلطنت است و بر فرض تماميت آن نزد عقلا، نميتوان به مباحثي همچون حرمت «ضرر بر نفس» و «قتل نفس» به منزلة محدودكنندة اين سلطنت استناد كرد؛ زيرا ادلة آن دلالتي بر اين زمينه ندارند و مطلب از ايننظر جهت قابل خدشه نخواهد بود؛ هرچند گسترة سلطنت مستفاد از سيره، روشن نيست.
از آثار تبيين اين رابطه، مشخص شدن پاسخ اين پرسش است كه آيا انسان در برابر اعطاي عضوي از بدن خود به ديگري، ميتواند طلب عِوَض كند و آن را در قالب خريد و فروش طرح نمايد، يا اينكه چنين اختياري ندارد. آنچه از بررسي اقوال و ادله بهدست ميآيد، اين است كه اگر به هر دليلي، عضوي از بدن انسان قطع شود، عنوان مال بر آن صدق ميكند و قابل معاوضه و خريد و فروش خواهد بود.
كليدواژه : مال، سلطنت، حق، معاوضه، خريد و فروش اعضاي بدن.