چكيده :
سؤال از اينکه موسيقي تا چه حد ميتواند به عنوان عنصري نافذ در حيات معقول و طبيعی بشر منشأ اثر گردد، پاسخهاي متفاوتي خواهد داشت؛ برخي به کلي آن را عامل انحرافِ اخلاقي و مانع پيشرفت بشري دانسته و عدهاي ديگر، آن را هنري ضروري و ضامن بقاي فرهنگ و اصالتهاي انساني شمردهاند.
اين مقاله به بررسي ارتباط موسيقي و فلسفه و تبيين ضرورت نگرش فلسفي به موسيقي پرداخته است. همچنين در مسير شناخت ماهيت حقيقي موسيقي به بررسي آراي مختلف در باب منشأ پيدايي موسيقي، ابعاد وجودشناختي و وجود جنبه ملکوتي درآن، راز جذابيت و مکانيزم تأثيرموسيقي بر انسان پرداخته شده است.
كليد واژه: ماهيت موسيقي، درون ذات نفس، برون ذات نفس، موسيقي قدسي، سماع.