چكيده:
انتخاب دمشق بهعنوان مركز خلافت در دوره اموي، زمينه ارتباط مستقيم خلفا را با مسيحيان فراهم كرد. از آنجا كه قشر عظيمي از جامعه شام را مسيحيان تشكيل ميدادند خلفا ناگزير از اتخاذ سياست تسامح و تساهل در برابر مسيحيان شدند. تسامح و تساهلِ اغلب خلفاي اموي در برابر مسيحيان و عدم اعمال محدوديت در زمينههاي اجتماعي و ديني بر آنان، به قدرتگيري مسيحيان در دوره اموي منجر شد.
مسيحيان در دوره اموي به علت بياطلاعي نومسلمانان از تشكيلات ديواني مناطق مفتوحه، بر نهادهاي اداري مسلمانان مسلط شده و همچنين به علت مهارت در علم پزشكي و تسلط بر زبان سرياني و يوناني نقش مهمي در پيشرفت علوم در عصر اموي در شاخههاي پزشكي و ترجمه كتابها ايفا كردند. بر اين اساس، در مقاله حاضر، ابتدا اوضاع اجتماعي، اقتصادي، ديني و سياسي مسيحيان ذمّي در عصر اموي، مطالعه شده، سپس نقش آنان در پيشرفت علوم مسلمانان مورد بررسي قرار گرفته است.
كليدواژه: حيات اجتماعي، اقتصادي، سياسي، ديني، مسيحيان ذمّي، مسلمانان، خلفاي اموي، جزيه، ديوانسالاري، علم ترجمه و علم پزشكي