چكيده:
مقاله حاضر تلاشي است در مسير حل مسئله ارتباط قانونمندي جامعه و تاريخ با آزادي انسان. برخلاف دو نظريه جبرگرا و تاريخنگر يا مخالفان قانونمندي حيات جمعي، اين دو امر نه تنها هيچگونه تعارضي با يكديگر ندارند بلكه ارتباط دو سويه با هم دارند. به منظور اثبات اين ادعا پس از بررسي مفاهيم تحقيق، مفهوم قانونمندي جامعه و تاريخ بررسي شده است، سپس نسبت آزادي با قانونمندي تاريخ، ذيل قوانين تكويني و قواعد اجتماعي، مورد تحليل قرار گرفته و تصوير دقيقي از رابطه فوق بيان شده است.
در اين نوشتار به محدوديتهاي اجتماعي در مسير اعمال آزادي مانند خصلت مشروعيت اخلاقي، شيوارگي و دروني شدن اشاره شده است. علاوه بر آن به روش هاي اثرگذاري فرد بر جامعه و تاريخ نيز پرداخته شده كه در اين مورد به دو مسير تغيير در «ايدهآلها و اهداف» و «كنش و پيامدهاي آن» پرداخته شده است.
كليد واژه: جامعه، تاريخ، قانون، آزادي، اختيار، جبر، سنت و علت.