چكيده:
مسيحيت به عنوان ديني آسماني از همان قرون اول، ظهور، در تكاپوي گسترش بود، از اينرو، مبلغاني را به اطراف و اكناف جهان ميفرستاد تا اين دين را تبليغ و تبشير كنند. پر واضح است كه حضور اين مبلغان در سرزمينهاي بيگانه با واكنشها و نگرشهاي متفاوتي همراه بود. در حوزة ايران، چه پيش و چه پس از اسلام، دولتمردان، مواضع مختلفي در برابر اين مسئله، همراه با فراز و فرود اتخاذ داشتند. با وجود اين، حضور اقليت مسيحي در تمام اعصار، مشهود است و ميتوان دريافت كه پيروان اين دين، هميشه و حتي در حادترين شرايط به تبليغ و ترويج دين خود ملتزم بودهاند.
اين امر به طور كلي ناشي از سياست مداراگونه دولتمردان ايران بوده است. علاوه بر اين، در يک نگاه تطبيقي ميان دوران قبل و بعد از اسلام، مسيحيان ايران آسايش و آزادي عمل و منزلت اجتماعي بيشتري در دوره اسلامي داشتند، چراکه اسلام براي ايشان حقوق و مقررات مشخص و پايداري قرار داده بود.
كليدواژه: مسيحيت، تبليغ، حكومتهاي ايراني و نگرش.