چکيده:
آرمان شهر زميني که در آن از دغدغههاي زندگي طبيعي اثري نباشد، آرزوي ديرين بشر است که انديشه بزرگترين فلاسفه دنيا را به خود مشغول ساخته است. بزرگاني چون سقراط و افلاطون به اين بحث پرداخته و ارسطو به اين تفکرات نظم منطقي داده است. در اسلام هم انديشهوراني چون فارابي و ملاصدرا در صدد تبيين آن برآمده اند.
اين مجال از ميان تمامي آرمان شهرها در پي مقايسهاي گويا از آرمان شهر يونان باستان و مدينه فاضله مهدوي است و تفاوت آن دو را در نگاه دنيوي صرف يا دنيوي- اخروي دانستن مدينه بيان داشته است. در مدينه مهدوي همه چيز به سمت کمال مطلق در حرکت بوده و خساست و اسراف جائي ندارد؛ تمامي مردم هم مسئوليتپذير هستند.
در اين مقاله با ارائه تبيين مدينه فاضله يوناني شباهتهاي آرمان شهر افلاطون با مدينه فاضله مهدوي را بيان نمودهايم و پس از بيان نواقص آن، مدينه مهدوي را آرمان شهري زميني تعريف کردهايم که در عين رفع دغدغههاي دنيوي انسان راه به افق بلندي دارد که با نگاه دنيوي صرف قابل تبيين نيست.
کليدواژه: آرمان شهر، مُثُل، خدا محوري، جامعه مهدوي.