فلسفه و الهیات ما چنان غنی است که اگر نهادی قصد دارد هزینه کند و طلبهای نخبه را در زمینه علوم شناختی یا هوش مصنوعی پرورش دهد، بهتر است او را در مسیر علوم شناختی دین و فلسفه ذهن هدایت کند.
به گزارش ادیاننیوز، سومین دوره مدرسه فلسفه ذهن به همت گروه فلسفه و با حضور اساتید برجسته این حوزه، از جمله دکتر عباس مهدوی، دکتر احمد لهراسبی و دکتر حمید طالب ـ اعضای هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب ـ برگزار شد.
این مدرسه که برای سومین سال پیاپی برگزار میگردد، گامی اساسی در جهت ترویج و آموزش رشته فلسفه ذهن در ایران محسوب میشود. دکتر عباس مهدوی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و از اساتید این دوره، در گفتوگویی تفصیلی به تشریح اهداف، ضرورتها و جایگاه این رشته در عصر حاضر پرداخت.
فلسفه ذهن؛ تنها رشته کارشناسی ارشد با مجوز مشترک وزارت علوم،تحقیقات و فناوری
دکتر مهدوی در آغاز سخنان خود با اشاره به جایگاه منحصربهفرد دانشگاه ادیان و مذاهب در ایران گفت: «دانشگاه ادیان و مذاهب تنها نهاد دانشگاهی در کشور است که موفق شده مجوز برگزاری رشته فلسفه ذهن را در مقطع کارشناسی ارشد از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت کند.»
وی افزود: «خوشبختانه در دو دوره پیشین این رشته با استقبال خوبی روبهرو بودیم و توانستیم از میان داوطلبان، دانشجویانی را برای این رشته گزینش کنیم. رشته فلسفه ذهن در این دو سال با موفقیت پشت سر گذاشته شده و امروز شاهد برگزاری سومین دوره آن هستیم.»
علوم شناختی و ضرورت حضور فلسفه ذهن
این عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به پیشرفت روزافزون علوم شناختی در جهان و ایران تصریح کرد: «ما در عصری زندگی میکنیم که علوم شناختی (Cognitive Science) به نحو پیشتازانهای در حال توسعه است. جا دارد در اینجا از دکتر شهید خرازی به عنوان اولین فردی که نهاد علوم شناختی را در ایران پایهگذاری کرد، یاد کنیم. تا به امروز نیز مرهون فعالیتهای ایشان هستیم.»
دکتر مهدوی با بیان اینکه فلسفه ذهن دارای دو رویکرد فلسفی و شناختی است، گفت: «فلسفه ذهن همپایی با فلسفه تحلیلی و همپایی با مباحث شناختی دارد. رویکرد غالب در علوم شناختی، رویکردی فیزیکالیستی است -البته نه به معنای منفی کلمه- به این معنا که دانشمندان علوم اعصاب، روانشناسی شناختی و هوش مصنوعی اساساً ابزار دیگری برای تبیین شناخت ندارند. همه هم و غم آنها این است که مغز و فعالیتهای عصبی و نورونی را ملاک تبیین رفتارهای شناختی قرار دهند.»
وی رفتارهای شناختی را شامل ادراکات حسی، احساسات بدنی، عواطف، تمایلات و باورها دانست و افزود: «آنچه در علوم شناختی و چهبسا در جنگ شناختی که امروز درگیر آن هستیم، اتفاق میافتد، تبیین رفتارهای شناختی صرفاً بر اساس فعل و انفعالات مغزی و عصبشناختی است.»
لزوم توجه به آموزههای فلسفه اسلامی در برابر رویکرد فیزیکالیستی
دکتر مهدوی با تأکید بر جایگاه مکتب فلسفه اسلامی در این زمینه خاطرنشان کرد: «ما در کشورهای اسلامی به عنوان داعیهدار فلسفه اسلامی، دارای مکتبی دوگانهانگار هستیم. ما میگوییم همه آنچه در ما اتفاق میافتد، همان طور که پایی در مغز، عصب و ترکیبات عصبی بر اساس قوانین فیزیک و شیمی دارد، پای دیگرش به نفس، به روح و به ذهن به معنای یک جوهر مجرد متصل است.»
«سنت ما اجازه میدهد که همه شناخت را به امور مغزی، عصبی و فیزیکی تقلیل ندهیم و برای این رفتارها مبدأ و منشأ دیگری به نام نفس در نظر بگیریم.»
این استاد دانشگاه با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در آخرین جلسه با ستاد توسعه علوم و فناوری شناختی گفت: «حضرت آقا اشاره کردند که توسعه علوم شناختی جدی است، اما مباحث الهیاتی مربوط به علوم شناختی را از آن غافل نشوید. فرمودند جوری نشود که علوم شناختی توسعه پیدا کند و ما فکر کنیم همه چیز را میتوان با هوش مصنوعی و ابزارهای عصبشناختی تبیین کرد و جایی برای مبدأ و منشأ جوهر دیگری به نام نفس باز نکنیم. این یک هشدار جدی برای کارگزاران این حوزه است.»
فلسفه ذهن؛ پاشنه آشیل فیزیکالیسم محض
دکتر مهدوی با تبیین کارکرد فلسفه ذهن در جهان، تصریح کرد: «در دنیا وقتی نهادهای مرتبط با علوم شناختی شکل گرفتند، مباحث فلسفه ذهن نیز در کنار آنها جدی گرفته شد. چرا؟ چون فیلسوف ذهن با ابزارهای مادی و فیزیکی سر و کار ندارد. او از دادههای عصبشناسان استفاده میکند، اما هشداری که به دانشمندان میدهد این است که میتوانیم تبیینهایی از رفتارهای حیاتی انسانها ارائه دهیم که لزوماً از دل آزمایشگاهها و دستگاههای fMRI به دست نمیآید.»
وی افزود: «اینها پدیدههایی هستند که به شکلی مرموز و ناشناخته در وجود ما انسانها رخ میدهند و تاکنون تبیین فیزیکیِ قانعکنندهای برای آنها ارائه نشده است. این نکته ما را به آموزههای فلسفه اسلامی و الهیات بازمیگرداند که همواره تأکید داشتهاند انسانها دستکم از دو گوهر جداگانه تشکیل شدهاند: گوهر بدن و گوهر نفس. نفسی که قرار است از این بدن جدا شود و حیات خود را در عالم برزخ و رستاخیز ادامه دهد.»
ضرورت توجه به نسخههای معنوی در کنار درمانهای فیزیکی
این عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه با اشاره به کاربردهای عملی فلسفه ذهن گفت: «در فلسفه ذهن تلاش میکنیم در کنار قرائتهای فیزیکالیستی رایج، به دیدگاههای دوگانهانگارانه بپردازیم؛ دیدگاههایی که تا امروز از وجود جوهری جدا و مجزا به نام نفس و روح در بدن دفاع میکنند. اگر ما به عنوان یک بیمار روانی به پزشک مراجعه میکنیم، آیا نسخهای که روانشناس برای ما مینویسد که ناظر به غیرفعال کردن بخشهای عصبی مربوط به اختلالات روانی است، تمام نسخه هست؟ یا میتوان نسخه معنوی هم برای این بیمار طراحی کرد؟».
دکتر مهدوی تأکید کرد: «فلسفه ذهن به آن بخش از ما انسانها میپردازد که در عین حال فعل و انفعال دارد، اما چون به نحو فیزیکال قابل تجربه نیست، همواره نادیده گرفته میشود. توصیه من به متخصصان علوم انسانی و فلسفه غرب این است که این رشته را فرا بگیرند تا با توسعه علوم شناختی در جوامع اسلامی، طوری تلقی نشود که همه رفتارها و حتی اتفاقات روحانی در انسانها را میتوان به نحو فیزیکال تبیین کرد.»
استقبال گسترده در سومین دوره علیرغم شرایط جنگی
دکتر مهدوی در تشریح جزئیات برگزاری سومین دوره مدرسه فلسفه ذهن، با تأکید بر بهرهمندی از توانمندیهای داخلی دانشگاه اظهار داشت: «با وجود شرایط و محدودیتهای ناشی از فضای مجازی در این دوره، همه تلاش خود را معطوف به استفاده از ظرفیتهای غنی دروندانشگاهی کردیم. بر همین اساس، تدریس این دوره را به سه تن از برجستهترین اعضای هیئت علمی دانشگاه که تخصص اصلی ایشان در رشته فلسفه ذهن است، سپردیم.»
دکتر مهدوی در ادامه با اشاره به میزان استقبال از این دوره گفت: «خوشبختانه امسال با وجود فضای دشوارتر نسبت به سال قبل، شمار حاضران بهصورت حضوری افزایش چشمگیری داشت.»
وی با ابراز رضایت از تحقق اهداف دوره خاطرنشان کرد: «آنچه برای ما در درجه اول اهمیت قرار داشت، حساسسازی ذهن دانشجویان و طلاب نسبت به فلسفه ذهن و جایگاه آن در مباحث روز بود. به نظر میرسد این هدف با تدریس اساتید برجسته و استقبال خوب حاضران، تقریباً به طور کامل محقق شده است.»
ظرفیت محدود پذیرش و تأکید بر کیفیت
دکتر مهدوی در خصوص ظرفیت پذیرش این رشته تصریح کرد: «سقف پذیرش ما تا ۲۰ نفر است و آنچه برای من مهم است این است که کسانی که پالایش شده و وارد این رشته میشوند، دارای قابلیتهای لازم برای فراگیری مباحث سخت فلسفه ذهن باشند. با وجود اینکه توصیفی که از این رشته به دست دادم شاید این تصور را ایجاد کند که رشته آسانی است، اما تأکید من بر این است که این رشته بسیار جدی است و کسانی که وارد این رشته میشوند باید آن را جدی بگیرند.»
وی با اشاره به رشد استقبال از این رشته در سالهای اخیر گفت: «دانشگاه ادیان و مذاهب از زمانی که این مجوز را اخذ کرده، رفتهرفته جایگاه خود را باز کرده است. یک بخش قضیه، بخش رسانهای قوی دانشگاه و روابط عمومی است که توانسته صدای این رشته را به اقصی نقاط ایران که طلاب در آن حضور دارند برساند. بخش دیگر، اهمیت علوم شناختی و هوش مصنوعی در زندگی روزمره است.»
هوش مصنوعی و چالشهای الهیاتی پیش رو
این استاد دانشگاه با اشاره به نفوذ هوش مصنوعی در زندگی مردم گفت: «امروزه هوش مصنوعی به جزئی جدانشدنی از زندگی روزمره تکتک آدمها تبدیل شده است. برخی ناآگاهانه از آن استفاده میکنند، مانند کاربران گوشیهای اندروید، و برخی دیگر آگاهانه به سراغش رفتهاند. این گسترش هوش مصنوعی در ایران، خودبهخود گروهی از طلاب را به این باور رسانده که باید برای چالشهای الهیاتی و متافیزیکی ناشی از این فناوریها چارهاندیشی کرد.»
دکتر مهدوی افزود: «اگر روزی جوانی بپرسد که هوش مصنوعی چه کم از من و شما انسان دارد، باید پاسخی برای او داشته باشیم. هوش مصنوعی میتواند فتوا بدهد، حدیث بخواند و تفسیر کند. حال آیا باید در برابر این پرسشها تسلیم شویم، یا میتوانیم بگوییم هنوز فاصله زیادی تا جایگزینی هوش مصنوعی با انسان باقی مانده است؟»
وی خاطرنشان کرد: «این قبیل پرسشها میتواند طلاب را به سمت فراگیری علوم جدید سوق دهد؛ علومی که چالش تازهای برای الهیات پدید آوردهاند. همان نزاع دیرینه علم و دین امروز به شکلی نو مطرح شده است و ما برای پاسخ به این چالشها روی فلسفه ذهن حساب باز کردهایم.»
نقد رویکردهای فعلی نهادهای حوزوی نسبت به علوم شناختی
دکتر مهدوی با نقد رویکرد برخی نهادهای حوزوی نسبت به علوم شناختی و هوش مصنوعی گفت: «بزرگترین اشکالی که ما به این مجموعهها داریم این است که آنها اصلاً نباید وارد مباحث فنی و مهندسی قضیه شوند؛ چراکه بهاندازه کافی مهندس و طراح هوش مصنوعی در کشور داریم.»
وی تأکید کرد: «رسالت اصلی حوزه در قبال توسعه هوش مصنوعی و علوم شناختی، پرداختن به مباحث الهیاتی و فلسفی است. نهادهای حوزوی با توجه به بسترهای معارفی و الهیاتی خود باید نخبگانشان را در این زمینه پرورش دهند و بدانند فلسفه ذهن چه کارکردی در آن کلانپروژه علوم شناختی دارد.»
دکتر مهدوی در توضیح این کارکرد افزود: «دلیل پیوند علوم شناختی با فلسفه ذهن در جهان این بود که در برابر رویکردهای فیزیکمحض، فیلسوفی قرار گیرد که همواره طرح مسئله کند، مثال نقض بیاورد و پاشنه آشیل درست نماید تا فیزیکالیست متوجه شود تبیینهایش کامل نیست.»
دعوت از نهادهای حوزوی برای سرمایهگذاری بر فلسفه ذهن
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با دعوت از نهادهای حوزوی برای سرمایهگذاری هدفمند بر روی رشته فلسفه ذهن گفت: «من از نهادهای حوزوی میخواهم که بودجهها و هزینههای خود را در جای مناسب صرف کنند. به جای اینکه نخبگان حوزوی که پیشتر از دانشگاهها آمدهاند، دوباره به سراغ مهندسی هوش مصنوعی بروند، باید در مراکز دانشگاهی و حوزوی، مباحث جدیدی را بیاموزند که به لبه علم نزدیک میشود.»
دکتر مهدوی افزود: «فلسفه و الهیات ما چنان غنی است که اگر نهادی قصد دارد هزینه کند و طلبهای نخبه را در زمینه علوم شناختی یا هوش مصنوعی پرورش دهد، بهتر است او را در مسیر علوم شناختی دین و فلسفه ذهن هدایت کند. طلاب به عنوان فیلسوف دین و الهیدان باید در معرض این مسائل قرار گیرند و برای آنها برنامه منسجم داشته باشند.»
وی با اشاره به تجربه جهان مسیحیت در این زمینه گفت: «در مسیحیت، فیلسوفان مسیحی بسیاری در حوزه علوم شناختی دین فعالیت میکنند. در سی سال اخیر، مباحث فلسفه دین به سمت لبههای علم و چالشهایی پیش رفته است که علوم شناختی برای گزارههای دینی ایجاد میکند. این چالشها قطعاً فردای ایران و فردای علوم انسانی ایران را درگیر خواهد کرد.»
هشدار نسبت به توهم دانایی در مواجهه سطحی با فلسفه ذهن
دکتر مهدوی با هشدار درباره برگزاری برخی دورههای کوتاهمدت و سطحی گفت: «متأسفانه اخیراً خبر دارم که برخی نهادها به شکلی غیراصولی و بدون پشتوانه علمی، کتاب فلسفه ذهن را با هم میخوانند؛ در حالی که فلسفه ذهن رشتهای است با سابقهای بسیار زیاد و پر از مفاهیم تکنیکال فلسفه تحلیلی. برای خواندن فلسفه ذهن باید منطق جدید، متافیزیک تحلیلی و فلسفه زبان دانست.»
وی تأکید کرد: «حوزویان، نخبگان و جوانان ما باید این رشته را اساسی و اصولی فرا بگیرند، زیرا برگزاری دورههای سطحی به تنهایی کفایت نمیکند و آن توهم دانایی بسیار خطرناک است. ما مدرسه فلسفه ذهن را برگزار میکنیم تا افراد آشنا شوند و به این رشته ورود پیدا کنند، نه اینکه گواهی بدهیم و بگوییم متخصص شدهاید؛ چراکه گواهی به تنهایی دلیل بر متخصص بودن نیست.»