یادداشتی از رسول جعفریان؛
ردنا (ادیان نیوز) – سال هاست با دو مفهوم سروكار داریم و مكرر از آن سخن می گوییم. یكی «توسعه» است كه همه می دانیم این اصطلاح ریشه در بیرون دارد و حالا دو سه دهه است كه میان ما رواج یافته است. این را برای آن نمی گویم كه آن را بی اعتبار كنم كه اساسا این نحوه سنجیدن درست نیست، بلكه آن را عرض می كنم تا به عكس، بدانیم خیلی از امور است كه ما در علوم پیشین خود نداشتم، اما وقتی آمد صد جور ادعایش كردیم.
توسعه، را به اقتصادی و سیاسی تقسیم كردند و بحث بر سر این بود و هست كه كدام یك لازم تر است. دعوای حیدری و نعمتی بر سر این اصطلاح نیز آغاز شد و ادامه یافت اما حالا چند سال است كه مفهوم تازه ای با عنوان «فساد» آمده است. اغلب تصور می كنند، این فساد همان فساد سابق است كه مثلا اذا فسد العالم فسد العالم؛ بنده این طور فكر نمی كنم. این فساد هم از نظامات سیاسی جدید دنیاست. ما برای این كه كارمان را در درك مفاهیم ساده كنیم، اینها را به داشت های قبلی بر می گردانیم. مثلا یكی از مهم ترین مصادیق فساد، رانت است.
ممكن است بگوییم قدیم هم نوعی رانت بوده، اما بگذارید عرض کنم، دَور این تطبیق ها گذشته و ما از این خلط ها نتیجه ای جز سردرگمی نگرفتیم. بهتر است اجازه دهیم وقتی مثلا از شفافیت مالی سخن می گوییم، وقتی از انحصار در تولید سخن می گوییم، و همین طور وقتی از فساد مالی می گوییم، تأكید كنیم كه اینها ربطی به آن فساد قدیم ندارد. اینها در نظامات اقتصادی امروز دنیا معنا می دهد. بسیاری از قواعد حقوقی هم همین سرنوشت را دارد و ما لاجرم به آنها تن می دهیم و بر حقوق سابق تبصره می زنیم.
امروز در خبرها از فساد سیاسی هم سخن به میان آمد و این كه آن هم باید ریشه كن شود. عزیزانی كه با نگرانی های مختصر بنده آشنا هستند، می دانند كه بیش از همه به توسعه علمی علاقه مند هستم. بقیه هم برای كسانی مهم است، و باشد، من انكار نمی كنم، اما من فكر می كنم این یكی از كلیدهای اصلی نجات ماست، اگر نجاتی در كار باشد. اینجا باید حواسمان جمع باشد كه چه اندازه به اسم علم، شبه علم به خورد ما می دهند. به اسم سنت گرایی و بومی گرایی، اندیشه های پوسیده قدیمی را بزك كرده و راهی كتابهای درسی و متن های دانشگاهی و رشته های جعلی می كنند. عده ای ساده نگر، با همان معلومات سابق، می خواهند پنبه همه علوم نوین را كه قرنهاست بشر برای آن زحمت كشیده، بر باد فنا دهند.
فهم علمی، هر روز در برابر گردش روزانه خرافات بی اعتبارتر می شود. انواع تبلیغ ها علیه علم می شود، و نتیجه آن كه ما از توسعه علمی بی بهره مانده ایم و دقیقا در فساد علمی كه شاید بشود نامش را توهمات و خیالات شبه علم نامید، گرفتاریم. فساد علمی همین است كه همه مفاهیم را تحریف شده بفهمیم. فساد علمی این است كه سعی كنیم دین و مظاهر و شعائر آن مانند عاشورا را هر روز با اصطلاحات برگرفته از اندیشه هابی بیرونی تفسیر كنیم.
فساد علمی این است كه علوم انسانی جعل كنیم و به نام علم به مردم عرضه كنیم. تاریخ بسازیم و به اسم تاریخ واقعی، تحویل مردم بدهیم. فساد علمی این است كه افرادی با این ویژگی ها هر روز فرصت ظهور در رسانه های عمومی را بیابند و درك علمی مردم را نابود كنند.
حیات علمی، به سخت گیری بیشتر علمی و دقت و صبوری در فهم و پرهیز از ساده نگری در علم است. حیات علم، به حفظ نیروهای مستعد در میان دانش آموزان است كه گاه یكی از آنها، ممكن است با كارهای علمی خود عالمی را تغییر دهد. حیات علم، به جلوگیری از نگارش دهها هزار پایان نامه بی خاصیت در رشته های من درآوردی است كه انبانی از جهل را برابر مردم می گذارد. تا وقتی ما عقلمان را اصلاح نكنیم، تا وقتی به فساد علمی پایان ندهیم، تا وقتی فاتحه شبه علم را نخوانیم، نمی توانیم به توسعه علمی برسیم، توسعه ای كه اساس استقلال ماست. اگر قرار بر خود كفایی است این دانش است كه ما را خودكفا می كند.
اگر بناست وابسته به بیگانگان نباشیم این توسعه علمی است كه ما را به آن نقطه خواهد رساند. البته كه توسعه علمی، راههای خاص خود را دارد و یكی همین است كه بتوانیم از علم بشری یعنی از نتایج كارهای علمی سایر ملت ها نیز استفاده كنیم و این قدر خود را عقل کل نپنداریم.