چكيده :
دانشمنداني كه حركت تاريخ را داراي مدل خاصي دانسته اند، قانونمندي حركت تاريخ را مسلم گرفته و در مقابل، برخي كساني كه حركت تاريخ را اتفاقي و غير قابل پيشبيني پنداشته اند، در حقيقت بر قانونمندي حركت جامعه و تاريخ، مهر بطلان زده اند. دسته سومي نيز قانونمندي تاريخ را در مقام اثبات و اكتشاف غير ممكن شمرده اند.
در قرآن مجيد و روايات اهلبيت عليهم السلام نيز به صورت مستقيم يا غير مستقيم بر سنتمند بودن تاريخ تأكيد شده و بر همين اساس، انسان ها به عبرت آموزي از سرگذشت پيشينيان دعوت شده اند. از اين رو اين مسئله را علماي ديني تأييد، و امري غير قابل ترديد دانسته اند. ولي در ميان مورخان، جامعه شناسان و فيلسوفان تاريخ، چه در اصل قانونمندي تاريخ و چه در نحوه قانون مندي تاريخ، اختلاف هايي ديده مي شود.
نگارنده در اين مقاله در بخش نخست، ديدگاه هاي موجود در باب قانونمندي يا تصادفي بودن تاريخ را بررسي كرده، آنگاه درباره رابطه قوانين حاكم بر تاريخ و آزادي انسان بحث نموده، سپس در بخش دوم، برخي از دلايل قرآني را در اين مقوله مطرح كرده است. در مجموع، مقاله حاضر تصادفي بودن حركت تاريخ را نقد و بر سنّتمندي تاريخ صحّه ميگذارد و رابطه آن را با آزادي انسان بررسي مي كند.
گفتني است به خاطر طولاني بودن مقاله، بخش دوم آن در شماره آينده همين نشريه منتشر خواهد شد.
كليدواژه : قرآن، فلسفه، تاريخ، تصادف، قانون، سنّت و آزادي.