خدا كه سرچشمه زيبايي است ، زمين را آفريده با انواع متنوع گياهان و حيوانات و دشتها وكوه ها را جلوه هايي از زمين ، با رنگ هاي مختلف از سياه تا سفيد . همه و همه براي آن كه انسان در آن تفكر كند و تدبر.
«اَفلم ينظُروا الي السماء فوقَهم کيفَ بنيناها و زيَّناها و مالَها مِن فروج ؛ آيا آنان به آسمان نمينگرند که چگونه آنرا برپاداشته و به زيور ستارگان درخشان آراستهايم و هيچخللي در آن راه ندارد.» (1)
انسان که از روح خداوند در او دميده شده است در پي كسب زيبايي مي كوشد و در زندگي خود براي به دست آوردن قلب ها و مهرباني با هم نوع به آرايش ظاهر خود مي پردازد.
لباس وجامه زيبا از جمله نعمت هاي خداوندي است كه به انسان ارزاني داشته وآن را از آيات و نشانههاي خود بر ميشمرد:«يا بني آدم أنزلنا عليکم لباساً يُواري سوآتکم و ريشاً ولباس التقوي ذلک خير ذلک من آيات الله لعلّهم يذکّرون» (2)
دراين آيه به آراستگي ظاهري و باطني انسان اشاره شده، سپس لباس تقوي را بهتر وعالي تر مي داند.
لباس ظاهري، عيب هايظاهري را ميپوشاند و لباس تقوي معايب ونقائص دروني را كه منجر به آراستگيدرونيانسان مي شود.
در سيره اهل بيت (عليهم السلام) و پيشوايان ديني، به لباس توجه شده است تا آنجا که براي بشر عموماً و براي مومنان و مسلمانان خصوصاً راه و روشي صحيح واصولي معرفي شده است.
امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد: « إلبَس و تَجَمّل فإنّ اللهَ جميلٌ ويُحِبّ الجمال و ليکن مِن حلال؛ بپوشيدو خود را بيارائيد که خداوند زيباست و زيبايي را دوست ميدارد، اما اين لباس و زينت بايد از راه حلال باشد. (3)
بررسي انواع لباس به عنوان يکي از مظاهر زيبايي در قرآن و حديث ، موضوعي است که در اين نوشته به آن مي پردازيم.
درقرآن کريم ازانواع واقسام لباس نامبرده شده که هرکدام ويژگي مخصوص به خود را دارد.
برخي مربوط به ظاهر انسان وبرخي ديگر مربوط به باطن اوست.
لباس:
لباس در معناي لغوي يعني جامه و پوشش انسان و در آيات قرآن كريم به تعابير مختلفي به كا رفته است.
وآنچه که انسان به تن ميکند ودر مقابل عرياني و برهنگي قرار دارد.
– هُنّ لباس لکم وانتم لباس لهن (4) ، نظر به اينکه زن سبب جلوگيري شوهر از گناه ميشود ونيز شوهر نسبت به زن اين مقام را دارد، از اين جهت در اين آيه زوج و زوجه را لباس وپوشاک يکديگر قرار داده است.
– وجعلنا اليل لباسا ؛ شب را لباس قرارميدهد. (5)
– ولباس التقوي ذلک خير (6) ، قرآن، از ذکر لباس و پوشش ظاهر ، به ذکر لباس باطن وچيزي که سيئات باطني را ميپوشاند و آدمي را از شرک و گناه که باعث رسوايي اوست باز ميدارد، توجه كرده است.
– اذاقها الله لباس الجوع والخوف (7) ، خوف و ترس به لباس تعبير شده است.و معاني وتعابير ديگري نيز براي لباس در آيات الهي به کار رفته است.
ابن منظور پس از تعريف ريشه« لَبسَ» لباس را چنين معنا ميکند:« واللباسُ مايلبس، لبس الثوب يلبسه لبساً؛ لباس آن چيزي است که انسان ميپوشد و او را در بر ميگيرد.» (8)
بنابراين لباس در معناي اصلي خود مفهومي عام دارد، بدين سان که هم به جامه و پوشش ظاهري دلالت دارد و هم بر پوشش هاي باطني و معنوي اطلاق مي شود.
پوشش :
درفرهنگ سخن ، پوشش چنين تعريف شده است: « آنچه که يک بخش يا همه بخشهاي خارجي و رويي چيزي را ميپوشاند يا دربر ميگيرد، آنچه به تن ميکنند.» (9)
دکتر معين نيز پوشش را به عمل پوشيدن، جامه، لباس ستر و حجاب معنا کرده است. (10) درمجموع ، پوشش به معناي چيزي است که بدن انسان را در بر ميگيرد و او را ميپوشاند.
لباس ظاهري:
در قرآن كريم ، سوره نمل مي خوانيم: «وهوالذي سَخّرالبحر لتأکلوا منه لحماً طرياً وتستخرجوا منه حليهً تلبسونها ؛ او خداوندي است که دريا را زير سلطه شما قرارداد تا ازآن گوشت تازه بخوريد و از آن زيورهايي مانند درّ ومرجان استخراج کنيد که آن را (به عنوان لباس) ميپوشيد.» (11) خداوند دراين آيه يکي ازمنابع تهيه لباس را دريا و زيورهاي آن را به عنوان نعمت براي انسان، معرفي مينمايد.
درهمين سوره مي فرمايد:«والله جَعَلَ لکم ممّا ظلالاًوجعل لکم مِن الجبال اکناناً وجعل لکم سرابيل تقيکم الحَرّو سرابيل تقيکم بأسکم لذلک يُتِّم نعمته لعّلکم تسلمون ؛ خداوندبراي شما سايبانهايي را آفريد وازکوهها غارهايي را قرارداد و براي شما پوشش هايي قراردادکه شما را ازگرما حفظ ميکندوپوشش هايي که شما رادرميدان جنگ حفظ ميکند،اين چنين خداوندنعمت خود را برشما تمام ميکند شايدکه مطيع او شويد.» (12)
خداوند در پايان اين آيه لباس مادي را به عنوان نعمت ازطرف خود ذکر ميکند، نعمتي که نتيجه اش بايد اطاعت و تسليم دربرابرفرمان خدا باشد.
بنابراين اگربا استفاده از اين نعمت ، اطاعت ازخداوند كنيم ، سپاسگزار بوده واگر نتيجه بهرهمندي ما چيزي جز اطاعت الهي باشد،کفران نعمت كرده ايم.
زينت و لباس ، نعمتي است براي رسيدن و به دست آوردن لباس تقوا.
قرآن کريم دراين رابطه ميفرمايد:«يابني آدم خذوا زينتکم عند کل مسجد وکلوا واشربوا ولاتسرفوا،انّه لايحب المسرفين،قل مَن حَرّم زينه الله التي أخرج لعباده والطيّبات من الرزق،قل هي للذّين آمنوا في الحياه الدنيا،خالصهً يوم القيامه کذلک نفصّل الآيات لقومٍ يعلمون ؛ اي فرزندان آدم،هنگام ورودبه مسجد زينت خودتان راهمراه خودبرداريدو بخوريدوبياشاميدواسراف نکنيد، خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.بگوچه کسي زينت خدا را و روزيهاي پاک را که براي بندگانش بيرون آورده،حرام کرده است،بگواينها،ازآن کساني هستند که در زندگي دنيوي ايمان آوردند و روز قيامت اين (زينت و نعمت) از آن مومنين است،ما اينچنين نشانهها رابراي گروه دانايان شرح ميدهيم. » (13)
در اين آيات، خداوند ازپوشش تن و ساير مواهب زندگي وچگونگي استفاده صحيح سخن ميگويد : نخست به همه دستور ميدهد که«زينت خودرا به هنگام مسجد رفتن همراه خود داشته باشيد».
اين جمله هم ميتواند اشاره به« زينت هاي جسمي» چون پوشيدن لباسهاي پاک ، مرتب وتميز و هم شامل« زينتهاي معنوي» يعني صفات انساني و ملکات اخلاقي واخلاص باشد.
خداوند براي رسيدن به جمال ظاهري ،به طور فطري لباس و وسايل زينتي را فراهم نمود تا براي رسيدن به کمالات دروني با ظاهري آراسته وزينتهايي مقبول به سوي مساجد روي آورده تا به کمالات باطني دست يابد. انسان نظافت وپاکي وتناسب درچهره ولباس را پيش زمينه پاکي روح وقلب خودميکند ، لذا بايدازاين نعمت(لباس و زينت) عاليترين استفاده را ببردو به تقواي الهي که بهترين لباس است، برسد.«و لباس التقوي ذلک خير» (14)
استفاده غير صحيح:
نعمت لباس و پوشش نيز همانند ساير نعمات الهي، گاهي مورد سوء استفاده قرار گرفته وازمسير اصلي کارکرد خود خارج مي شود. شيطان آرام نمي نشيند ،زيرا ميداند استفاده صحيح ازلباس، آثارو برکات فراواني داردکه با برنامههاي او سازگار نيست.
زماني که انسان ازنعمت لباس بطور صحيح استفاده نکند و راه افراط وتفريط درپيشگيرد، خود، شيطان است.
شيطان وقتي نتوانست لباس کرامت خدايي را ازتن انسان بيرون کند از راه ديگري وارد شد و انسان را به اسراف وتبذير وادار كرد: « اِنّ المبذرين کانوا اخوان الشياطين» (15) يکي ازصفات شيطاني خود برتربيني وفخرفروشي به ديگران است.
هميـن نقص، موجب دوري از رحمت خدا و هبوط وي ازبهشت شد وبا استفاده از همين ابزار سعي مي کند انسان را از مسير قرب الهي بازدارد .
گروهي از انسان ها نيز با پيمودن راه تفريط قرين و همنشين شيطان ميشوند. اين گروه بهرهمندي از نعمت لباس و زينت را موجب دوري ازکمالات پنداشته و با عدم آراستگي و نظافت پيروي از شيطان مي كنند.
اين گروه ميخواهند با ظاهر ناآراسته، خود را در جامعه ، زاهد و دنيا گريز معرفي كنند ولي غافل از آنکه در دام شيطان گرفتار شده اند.در مقابل ، گروه ديگري وجود دارندکه راه افراط و اسراف را درپيش ميگيرندو در بهرهمندي ازلباس و زينت متحمل انواع واقسام زحمات مي شوند.
براساس غريزه زياده طلبي،انسان براي اينکه بتواند لباس فاخرو زيوري گران قيمت براي خود آرايي فراهم کند،تمام جوانب زندگي خويش را تحت تأثير بدست آوردن آن قرارمي دهدتا جايي که ازمسير اصلي زندگي منحرف ميشود. اين گروه جزء اسراف کاران ومبذرين شمرده ميشوند.
شيطان ازاين راه وارد زندگي آدمي شده و به کوره پر از حرص و ولع او ميدمد، چراکه يکي از صفات شيطاني،تفاخر وخودبرتربيني است: «ان اللّه لا يٌحبّ کلّ مختال فخور» (16)
شيطان با تبليغ افراط و اسراف درپوشش و زينت، انسان را از راه اعتدال خارج نموده و او را در ورطه نابودي مياندازد و بدين سان، لباس و زينت که مقدمهاي براي رسيدن به قرب الهي است، وسيلهاي ميشود که منجر به خفت وخواري انسان شده وچشمو هم چشميها و تقليد از ديگران شيرازه زندگيش را ازهم ميپاشد.
حضرت محمد (ص) ميفرمايند: « مَن لَبِسَ ثَوباً فاختالَ فيه خَسِف اَللّه بِه مِن شفيرِ جَهّنمَ ، وکانَ قرينَ قارون لِاَنّه اَوّل مَن إختالَ فَخَسِف اللّهُ بِهِ وبِداره الأرضَ ومَن إختالَ فقد نازع اللّه في جبروته ؛ هرکس لباسي بپوشدکه بدان تفاخر کند، خداوندازگدازه جهنم به وسيله همين لباس به او ميچشاند،او همنشين قارون ميشود زيرا اولين کسيکه تفاخرکرد قارون بودوخداوند او وخانهاش را درزمين فرو برد وهرکس تفاخر کند باخداوند درجبروتش نزاع کرده است» (17)
خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است : « قُل مَن حَرّمَ زينهَ الله التي اَخرج لعباده» (18)
انسان ذاتاً محتاج به زينت است،زيرا يک موجود اجتماعي است، پس به اسباب ولوازم زندگي اجتماعي نياز دارد واگر ميخواست انفرادي زندگي کند، بهرهمندي از زينت به ذهنش خطور نميکرد، يکي از اين اسباب لباس و زينت است كه عامل دوستي يا نفرت و خشنودي يا ناخشنودي درجامعه ميشود. درحقيقت لباس و زينت مايه ايجاد ارتباط ومقدمه تشکيل جامعه است.
نقش لباس و زينت درجامعه :
زينت ، درتداوم زندگي اجتماعي نقش بسزايي دارد ، معيار و شاخص ترقي و تنزل جامعه خواهد بود.
وجود«زينت» نشان دهنده رشدجامعه بشري است و نبودآن نابودي جامعه را پديد ميآورد، زيرا نابودي جامعه چيزي جز از بين رفتن حسن و قبح و حب و بغض و اراده وکراهت و مانند آن نيست. » (19)
نکتهاي که درتداوم وبقاي جوامع موثر است ، ودراين مطلب نهفته است آن است که زينت عامل علاقه وحب ودوستي انسان ها نسبت به هم ميشود .
مرحوم علامه طباطبايي درتفسيرآيه32 سوره اعراف (الطيبات من الرزق) ميفرمايد:«الطّيب»به معناي ملايم بودن با طبع است كه در آيه عبارت است ازانواع غذاهاي مختلفي که انسان به وسيله آنها تغذيه ميکند. (20)
اين طيب بودن صرفاً مختص غذاهاي گوناگون نيست، بلکه شامل تمام مواردي است که انسان درادامه زندگي ازآنها کمک ميگيرد مانند مسکن،لباس وهمسر.
نكته بعدي پس از زينت و رزق حلال ، تشكيل خانواده به عنوان واحد جامعه است يعني تشكيل جامعه اي كه در آن زن ومرد هردو براي هم بسان لباس هستند.
زندگي اصولي انسان بايد مبتني بربهرهمندي صحيح از« زينت ولباس، رزق پاک وطيب وزندگي خوب وشيرين» باشدوانسان براي رسيدن به خوشبختي وسعادت خود بايداز زينتي بهرهمند شودکه با طبعش سازگار باشد، بداند از کجا آمده،چه مقدار بايد باشد و آيا از نظرشرعي قابل استفاده است يانه؟
لباس طبيعي:
همان طورکه زن ومرد نسبت به يکديگر وپوشاندن عيوب همانند لباسند، قرآن ازشب نيز به عنوان لباس ياد مي كند.
« هوالذي جعل لکم الليل لباساً؛ او همان خدايي است که شب را براي شماپوششي قرار داد» (21)
همچنين درآيه 187 سوره بقره خداوندميفرمايد:« هُنّ لباسٌ لکم و أنتم لباس لَهّنَ »زنان جامه ستروعفاف شما هستندوشما نيزلباس عفت آنها هستيد» . زنان به وسيله بهرهگرفتن ازشوهران خود از بسياري ازگناهان محفوظ ميمانند ومردان نيز به خاطر همسران خويش از بسياري ازمعاصي درامان ميمانند، زن ومرد به وسيله يکديگردر پوششي ازعفت وحيا وکرامت قرارميگيرند.
لباس تقوي:
«يا بني آدم قدأنزلنا عليکم لباساً يواري سوآتکم وريشا ولباس التقوي ذلک خير» (22)
تقوا ازريشه«وقي»و وقايه به معني حفظ کردن چيزي است به منظورآنکه بدان آزاروزيان نرسد. وتقوا يعني قراردادن نفس درحفاظي که ميترسد به آن ضرري برسد.
همانگونه که لباس وسيلهاي براي حفظ انسان ازگزند طبيعي دربرابر عوامل خارجي است و نوعي محافظ به شمار مي رود،تقوا نيز همين،کارکرد را دارد .
تفاوت لباس ظاهربا لباس تقوا دراين است که لباس ظاهرانسان راحفظ كرده ولي تقوي، باطن انسان را زينت ميدهد. جا دارد انسان همان طورکه براي بدست آوردن و تأمين لباس مناسب ظاهري خود تلاش ميکند،براي لباس باطني خوديعني تقوا نيز تلاش کند.
امام صادق (عليه السلام)دراين باره فرمودهاند:« أزين اللباس للمؤمنين لباس التقوي وأنعمه الايمان ؛ زيباترين لباس براي مومنين،لباس تقوا است ونرمترين آن لباس ايمان است.»
مرحوم طبرسي درمجمع البيان ميفرمايد: «لباس تقوا يعني حياء» همانطوري که لباس عيوب را پوشش مي دهد،حياء هم موجب ميشودکه انسان به معاصي وگناهان نزديک نشود،چرا که حياء مانع ازنزديک شدن به گناهان است. (23)
جهاد نيز ، لباس تقوا، بلکه لباس متقين است. حضرت علي ميفرمايد:«اُوصيکم عبادا…بتقوي الله الذي البسکم الرّياش والسبغ عليکم المعاش؛ بندگان خدا،شما را به تقواي الهي سفارش ميکنم ، تقوايي که برشما زيبايي و لباس فاخر ميپوشاند و زندگي را برشما فراخ ميگرداند» (24)
همانطور که لباس بدن را ازسرما وگرما حفظ ميکند و سپري است دربرابرخطرها وعيوب جسماني و براي انسان زينت نيز محسوب ميشود، روح تقواو پرهيزگاري نيز علاوه بر پوشاندن بشراز زشتي گناهان وحفظ بسياري از خطرات فردي و اجتماعي ، زينت بزرگي براي روح او محسوب ميشود. (25)
لباس بهشتي:
خداوند به مجاهدان ومتقّين، بشارت ومژده بهشتي را ميدهدکه درآن با لباسهاي فاخرو نفيس، جاودانه ميمانند:«اِنّ الذين آمنوا وعملوا الصالحات،انّا نضيع اَجرَمَن اَحسَنَ عملاً،اولئک لهم جَناتُ عَدنٍ تجري من تحتهم الانهار،يُحَلّون مِن أساور مِن ذَهَبٍ و يَلبسِون ثيابا خُضراً مِن سُندسٍ واستبرقٍ متکئين فيها علي الارائک،نِعم الثواب و حَسُنَت مرتفَقَاً ؛ آنان که ايمان آوردند وکارنيکو انجام دادند،ما اجر هر که را که نيکو انجام دهد از بين نميبريم،آنها باغهاي جاودانهاي دارندکه جويبارها از زيرشان جاري است،آنها با دستبندهايي ازطلا آراسته ميشوند و لباسهاي سبزي ازحريرو ديبا ميپوشند، و در بهشت برتختها تکيه ميدهند،چه نيکو اجر وآرامگاهي است» (26)
ملافتح الله کاشاني در منهج الصادقين و در تفسيراين آيه به نكاتي اشاره دارد:
– ثياباً خضراً : سبزبودن لباس به جهت آن است که سبز، از بهترين رنگ ها و طراوتش زياد است.
– سندس و استبرق: نيزجمع بينالنوعين است . لباس نازك از حرير و ديبا ، لباس ضخيم از ديبا و ابريشم ؛که براين آيه دلالت دارد :«فيها ما تشتهيه الأنفسُ وتلذّ الأعينُ:درآنجا هرچه نفوس را برآن ميل است و چشمها را شوق و لذت،مهيّا باشد.» (27)
البته در بهشت گرما و سرماي شديد وجود ندارد تا به وسيله پوشيدن لباس رفع شود ، ذكر لباسهاي متنوع وگوناگون بهشتي و به كارگيري الفاظ كه براي رفع حاجت در زندگي روزمره دنيا وضع شده است قادر نيست، مسائل آن جهان بزرگ وکامل راتوصيف کند ، بلکه تنها ميتواند مانند اين آيه اشاراتي به آن باشد. البته برخي ،تفاوت اين لباس ها را اشاره به تفاوت مقام بهشتيان دانستهاند. (28)
لباس بهشتي نصيب كساني است كه ايمان و عمل صالح داشته باشند و استفاده از اين لباس ها مخصوص كساني است كه وارد بهشت مي شوند.
لباس جهنمي:
حال كساني كه جايگاهشان جهنم است ، لباس خاص آن مكان را خواهند پوشيد.
خداونددرقرآن كريم ، لباس جهنميان را توصيف فرموده :
« و تري المجرمين يومئذٍ مقرّنين في الأصفاد سرابيلهم من قطران تغشي في وجوههم النار؛ درآن روز گناهکاران را ميبيني که درزير چرخ قهر خداوند قرار دارند،پيراهنهايشان ازمس گداخته آتشين است و شعله آتش چهره آنها را ميپوشاند. (29)
مفهوم جمله « سرابيلهم من قطران» اين است که به جاي لباس ، بدنهاي آنان را ازنوعي ماده سياهرنگ و بدبوي قابل اشتعال ميپوشانند، لباسي که هم زشت و بد منظر است و هم بد بو و قابل سوختن و شعله و رشدن و با داشتن اين عيوب، بدترين نوع لباس محسوب ميشود، چرا که لباس را براي آن ميپوشندکه زينت باشد و محافظ سرما و گرما ،درحاليکه اين لباس هم زشت است و هم سوزاننده.
« قطران» ، در حقيقت تجسمي ازاعمال آنان دراين جهان است و منظور از پوشانده شدن صورتشان به شعلههاي آتش اين است که وقتي لباس قطران شعلهورشود نه تنها اندام بلکه صورت هاي آنان را هم که به قطران آلوده نيست را درميان شعلههايش ميسوازند .
بنابراين به طور خلاصه مي توان گفت در قرآن كريم از پنج نوع لباس نام برده شده است:
– لباس ظاهري : به عنوان نعمت و هبه كه انسان بايد نسبت به اين نعمت شاکر باشد.
– لباس طبيعي : تاريكي شب ، وضع زندگي زن و مرد نسبت به يکديگر و اينکه هر يک براي ديگري ازجهاتي به منزله پوششاند.
– لباس تقوي : تقوي ، در دنيا انسان را از تمام آلودگيهاي اعتقادي، عملي و اخلاقي حفظ کرده و درآخرت از عذاب الهي درامان ميدارد .
– لباس بهشتي : لباسهاي سبز حرير و ديباي بهشتيان.
– لباس جهنمي : پيراهنهاي آغشته به مس گداخته .
انشاالله همه ما دراين دنيا خود را ملبس به لباس تقوا كنيم ، از لباس ظاهر جهت عبادت وخدمت به خلق و از لباس طبيعي در راه رضاي خدا استفاده كنيم تا در جهان آخرت لباس بهشتي بر تن ما پوشانده شود و ازلباس جهنمي و عذاب آن در امان بمانيم.
————————————————————
منابع:
1- قرآن كريم ، سوره ق، آيه 6
2 – سوره اعراف ،آيه 26
3- شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه ،ج3 ،ص340
4 – سوره بقره، آيه 187
5- سوره نباء، آيه 10
6 – سوره اعراف، آيه 26
7 – سوره نحل،آيه 112
8 – ابن منظور، لسان العرب، ج6 ، ص202
9 – حسن انوري، فرهنگ سخن ،ج 2 ، ص1447
10 – محمد معين ، فرهنگ معين، ج 1، ص836
11- سوره نحل ، آيه 14
12- سوره نحل،آيه 81
13- سوره اعراف ، آيات 32و31
15 – سوره اعراف ، آيه 22
16 – سوره اعراف ، آيه 12
17- شيخ حرعاملي ، وسائل الشيعه ،ج 3، ص 368
18- سوره اعراف ،آيه 32
19 – علامه طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن ، ترجمه محمد باقر موسوي همداني، ج 8، ص112
20 – همان
21 – سوره فرقان ،آيه47
22- سوره اعراف ، آيه 26
23 – شيخ طبرسي ، مكارم الاخلاق ،ج 2، ص 408
24- ميرزاي نوري ، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 268
25- آيت الله مکارم شيرازي ، تفسير نمونه ، ج6 ، ص 132
26 – سوره کهف، آيه 3
27 – سوره زخرف ، آيه 71
28- آيت الله مکارم شيرازي، تفسير نمونه ،ج 21، ص 211
29 – سوره ابراهيم ، آيه 50 و 49
نويسنده: صديقه مقدس پور
منبع : سايت پژوهش