سید ابوالحسن نواب با تأسیس دانشگاه ادیان و مذاهب، افقهای جدیدی را پیش روی حوزه علمیه گشود. او با تکیه بر عقلانیت گفتوگویی، سنت را به مدرنیته و اسلام را به جهان پیوند زد تا نشان دهد زیست مؤمنانه با مدارا و شناخت عمیق «دیگری» ممکن است.
به گزارش ادیان نیوز؛ کاظم محمدی پژوهشگر ادیان و مذاهب در تجلیل از خدمات علمی و فرهنگی حجتالاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب در یادداشتی با عنوان «چشم جهانبین حوزه» نوشته است:
در میان چهرههای درخشان حوزه علمیه، برخی فراتر از درس، بحث و منبر؛ جرأت مییابند افق نگاه خود را تا آن سوی مرزهای آشنا بگسترانند.
حجتالاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب، بیگمان یکی از برجستهترین نمونههای این جرأت و جهاننگری است. او که سالها از محضر عالمان بزرگ حوزه بهره برده و سپس از سوی رهبر معظم انقلاب در مسئولیتهای مختلف منصوب شده، بهدرستی دریافته است که دنیای امروز، بیش از هر زمان دیگر، تشنه گفتوگو، مدارا و شناخت عمیق از «دیگری» است.
از همین رو، ایده تأسیس دانشگاه ادیان و مذاهب را در قم به ثمر نشاند؛ نهادی که در جهان اسلام بینظیر است. امروز این دانشگاه به جایی تبدیل شده که طلاب و دانشجویان در کنار آموختن معارف عمیق اسلامی، با مسیحیت، یهودیت، زرتشتی، هندوئیسم، بودیسم و دیگر سنتهای دینی به شیوهای آکادمیک و محترمانه آشنا میشوند. این دستاورد بزرگ، حاصل نگاهی است که حوزه را از انحصار دروننگرانه بیرون کشید و نشان داد زیست حوزوی میتواند با دیالوگ جهانی، احترام به تنوع ادیان و پاسخگویی به شبهات مدرن عجین شود.
سید ابوالحسن نواب را نه فقط یک مدیر و مؤسس، که باید «متفکری مرزبان» نامید؛ او همواره میان حوزه و دانشگاه، سنت و مدرنیته، شیعه و اهل سنت، و اسلام و سایر ادیان پل زده است. آثار و دغدغههای علمی او، از الهیات تطبیقی و کلام جدید گرفته تا اخلاق جهانی و گفتوگوی ادیان در بستر انقلاب اسلامی، همگی گواه این وسعت نظر است. پیش از تأسیس دانشگاه نیز، ایشان سالها به عنوان سفیر فرهنگی، ارتباطی استوار با کلیساهای کاتولیک، پروتستان و ارتدکس، و نیز محافل یهودی و زرتشتی برقرار کرد و تجربیاتی گرانبها در دیپلماسی دینی اندوخت. همین حضور میدانی در جهان غرب بود که ضرورت راهاندازی یک مرکز علمی برای تربیت نیروهای متخصص در حوزه ادیان را به ایشان گوشزد کرد. امروز دانشگاه ادیان و مذاهب میزبان اساتید برجسته بینالمللی از کشورها و ادیان گوناگون است، دهها مجله علمی-پژوهشی منتشر میکند، تفاهمنامههای متعددی با دانشگاههای جهان امضا کرده و هزاران فارغالتحصیل را روانه عرصه گفتوگوهای دینی ساخته است.
آنچه این اندیشمند و عالم حوزوی را از بسیاری همتایان متمایز میکند، ترکیبی شگفتانگیز از تواضع حوزوی و جرأت علمی است. با وجود مسئولیتهای سنگین مدیریتی، همچنان در کلاسهای درس حاضر میشود، استاد راهنمای دهها پایاننامه است و با دانشجویان و طلاب به سادگی و صمیمیت ارتباط برقرار میکند. صبر او در شنیدن نظرات مخالف، گشادهدستی در مناظرههای علمی و اعتقاد راسخ به «عقلانیت گفتوگویی» از ویژگیهای برجستهای است که هر دیداری با او را به تجربهای ماندگار تبدیل میکند. بسیاری از شاگردان و همکارانش بر این نکته تأکید دارند که نواب هرگز از پاسخ به پرسشهای دشوار و چالشی درباره ادیان دیگر ابا نداشته و همگان را به پژوهش بیغرضانه و منصفانه فرامیخواند.
اگر حوزه علمیه را به پیکری زنده تشبیه کنیم، بیگمان حجتالاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب را باید «چشم جهانبین» آن نامید؛ چشمی که نه تنها محدوده آشنا را میبیند، بلکه به دور دستها نیز نظر دارد و افقهای جدید را به اهل معرفت مینمایاند. ایشان در روزگاری که برخی از انزوای فکری و ترس از دیگری سخن میگویند، ثابت کرده است که میتوان هم عمیقاً معتقد به اسلام ناب بود و هم با احترام و صمیمیت با پیروان دیگر ادیان سخن گفت. راهی که او گشوده، راهی است که نسلهای جوان حوزه و دانشگاه بتوانند بدون تردید و اضطراب، از موضع قدرت علمی و معنوی، فرهنگ غنی تشیع را به جهانیان عرضه کنند.
بیگمان دانشگاه ادیان و مذاهب مهمترین یادگار ماندگار این مجاهدت است، اما فراتر از آن، نگاه نو و روش او به مسئله «دیگری دینی» همچنان چراغ راه همه کسانی خواهد بود که میخواهند «با دیگران سخن بگویند، نه از دیگران». زنده باشید و پایدار، ای میراثدار گفتوگوی ادیان و مایه فخر حوزه علمیه.