چكيده :
علم كلام در جهت فهم، تبيين، توجيه و دفاع از تعاليم ديني شكل گرفته است. متكلم نقش واسطه ميان نصوص ديني و ذهن و زبان مخاطبان را بر عهده داشته و غالباً همگام و همراه با تحولات زمانه و زمينه، تغييراتي در مفهومسازي و بهرهجويي از دستگاههاي مفهومي موجود ايجاد كرده است. به موازات تطور و تحول در علم كلام، طبقهبندي تعاليم ديني به طور عام و آموزههاي اعتقادي به طور خاص نيز دچار تحول شده است.
گرچه لزوماً اين تحول به معناي كاملشدن و دقيقتر شدن نبوده است، ولي بيشتر، سمت و سوي دقت در روششناسي و عمق در محتوا را پي ميگرفته است. به هر ميزان كه در روششناسيها دقت بيشتر صورت گرفته، محتوا دچار تحول شده و طبقه بندي ارائه شده از تعاليم ديني نيز عينيتر شده است.
طبقهبنديهاي جديد ارائه شده از تعاليم ديني در بستر دانش تفسير قرآن كريم و دانش كلام، به تدريج جايگاه خويش را در هندسة معرفت ديني بازيافته و سهم مؤثري در بازسازي، نوسازي و تنسيق دانش كلام ايفا خواهد كرد. اين نوشتار گزارشي از تطورات دانش كلام در عرصة روششناسي و طبقه بندي تعاليم ديني، فراروي خواننده ارجمند قرار ميدهد.
كليدواژه : كلام، اصول عقايد، طبقه بندي،كلام فلسفي و جدل.