چكيده :
مسئله جبر و اختيار از قرن اول در بين متفكران اسلامي مطرح، و مورد تأكيد قرآن كريم و روايات بوده و در طول تاريخ، ديدگاههاي مختلفي در تفسير آن ارائه شده است. متكلّمان اشعري با انگيزة حفظ توحيد افعالي، به ديدگاه جبر گرويدند؛ اما از عدل الهي غفلت كرده، و آن را فداي توحيد افعالي نمودند. متكلمان معتزلي در كشمكش توحيد افعالي و عدل الهي جانب عدل را گرفتند و با طرح ديدگاه تفويض، توحيد افعالي را زير سؤال بردند.
مكتب اهلبيت(ع) با طرح ديدگاه «امر بين الامرين»، با حفظ هر دو اصل توحيد افعالي و عدل الهي به تبيين اختيار انسان در پرتو فاعليت الهي پرداخت. اين ديدگاه، از نقايص دو ديدگاه قبلي مبرّاست. ظرافت «امر بين الامرين» باعث شده است تفاسير متعددي براي تبيين آن از سوي متكلمان، فيلسوفان و عارفان ارائه شود. اين نوشتار با روش تحليل عقلي به بررسي اين مسئله پرداخته است و ضمن نقد جبر فلسفي و ارائة پاسخ به مسئلة تسلسل ارادهها، به تبيين تفسير امر بين الامرين ميپردازد.
كليدواژه: جبر، اختيار، اراده، تفويض، صدرالمتألهين.