نويسنده: جواد سليماني
چكيده:
بر اساس شواهد روايي و تاريخي، پس از رحلت پيامبر(ص) باورها و اخلاق دوران قبل از بعثت، بار ديگر با لباسي نو، ظهور کرد و بهتدريج بر فرهنگ اسلامي امت پيامبر چيره شد. سؤال اين است كه بازگشت به دوران جاهليّت چرا و چگونه اتفاق افتاد؟ با نگاهي تحليلي به تاريخ بهدست ميآيد كه اين روند در گام نخست با ابراز مخالفت نسبت به احکام صادره از سوي رسول خدا(ص) آغاز شد و سپس با انكار مسألة جانشيني منتصب الهي پس از رسول خدا(ص) ـ که منجر به روي کارآمدن حاكمان غير اسلامي گرديدـ دنبال شد.
رفتهرفته لغزش خواص به سمت دنياگرايي و ارزشگريزي، وسعت و عمق يافت تا اينكه اين لغزش به سمت دنياگرايي و عبور از ارزش ها به تودة مردم منتقل گرديد. در ادامة همين روند بود كه نسبت به اجراي حدود الهي، تقسيم عادلانة بيتالمال، مبارزه با اشرافيگري و تكليف خود در مورد خطر نفوذ عناصر غيرخودي و دشمنان نقابدار در بدنة حاكميت جامعة اسلامي تساهل نمودند. اما در مجموع بايد گفت كه ماهيّت جاهليّت، ريشه در عصيانگري از رهبران آسماني دارد؛ يعني اگر جامعه، نسبت به مفهوم امامت، معرفت داشته باشد و در تشخيص مصداق آن دچار اشتباه نشود و در تبعيّت از امام، ثابتقدم باشد، هرگز گرفتار جاهليّت نخواهد شد.
کليدواژه: جاهليت، جامعة اسلامي، ارتجاع، جامعة جاهلي، عدالت، اشرافيگري، غيرخودي