چكيده:
بر اساس اعتقادات شيعه، ادارة جامعة اسلامي يكي از شئون پيامبر(ص) بود كه پس از ايشان به جانشينان آن حضرت؛ يعني امامان معصوم(ع) منتقل شد. از اينرو لزوم برپايي حكومتي عادل توسط امامان معصوم و وجوب ياري چنين حكومتي، از جمله پايهايترين اعتقادات شيعي است. همين مسئله موجب شده است تا مباحث مهمي در ارتباط با ادارة جامعه و كيفيت تعامل افراد جامعه با حكومت، اعم از عادل يا ظالم، در بين فقهاي شيعه مطرح شود؛ مباحثي از قبيل جهاد، امر به معروف و نهي از منكر، اجراي حدود الهي و… . در اين مقاله، تلاش شده است تا سير تاريخي طرح مباحث حكومتي در فقه شيعه نزد فقهاي قرون اوليه تا زمان محقق حلّي مورد بررسي قرار گيرد.
فقهاي بزرگي همچون شيخ صدوق طلايهدار اين بحث ميباشد. كساني چون شيخ مفيد به صورت گستردهتري به اين بحث پرداخته است. در اين مقاله، به ديدگاه فقهايي چون سيد مرتضي، ابوصلاح حلبي، شيخ طوسي، سلار، ابنبراج و ابنادريس نيز اشاره شده است.
كليدواژه: سلطان، امام، سياسي، حكومتي، فقه، شيعه، فقها.