خبری تحلیلی ردنا (ادیان نیوز)
آخرین اخبار ادیان ایران و جهان، خبرهای دینی ارامنه زرتشتیان کلیمیان شیعه اقلیت‌های دینی و مذهبی و فرقه‌ها جریان‌‌های دینی

حوزه های علمیه گوش شنوایی برای دردهای مردم باشند

آیت الله کریمی جهرمی؛

نباید بگذاریم جنبه جمود بر حوزه غلبه کند و طلاب را صرفاً برای یک درس خواندن معمولی بار بیاوریم.

حضرت آیت‌الله کریمی جهرمی با بیان اینکه معنای مردم‌داری تنها به خوش‌رفتاری با مردم محدود نمی‌شود، گفت: حوزه‌های علمیه اگر می‌خواهند سنت مردم‌داری و نقش تاریخی خود را حفظ کنند، باید خود را از مردم جدا نکنند و در میان آنان و با آنان بوده و گوش شنوایی برای دردهای آنان باشند.

ایشان افزود: در شرایط فعلی که به خصوص جامعه از نظر اقتصادی در ضیق معیشت است و مردم متأسفانه در تنگنای معیشت قرار گرفته‌اند و به سختی گذران زندگی می‌کنند، روحانیت چه در برنامه‌های حوزه و چه در امور جاری زندگی روزمره خود باید تغییرات جدی بدهد و از تشریفات و خرج‌های بی‌مورد و غیرضروری جداً پرهیز کند.

به گزارش ادیان‌نیوز، گفت‌وگوی خبرنگار شفقنا با حضرت آیت‌الله کریمی جهرمی، استاد برجسته درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در خصوص «سنت‌های حوزوی و ضرورت حفظ آن» را بخوانید:

به نظر می‌رسد جلوه‌های نوپدید اشرافیت و تجمل‌گرایی در برخی طلاب یا روحانیون به وجود آمده است. در مقابل، تا چه اندازه سنت ساده‌زیستی در حوزه‌های امروز پاس داشته می‌شود؟

لباس روحانیت، لباسی است که از ابتدا در نگاه مردم با احترام همراه بوده است؛ احترامی که ریشه در این واقعیت داشت که کسانی که این مسیر را برمی‌گزیدند، راه تقوا، زهد و دوری از دنیا را انتخاب می‌کردند. همین ویژگی سبب می‌شد مردم نیز به آنان اقبال نشان دهند.

در مقابل، کسانی که از این لباس به‌عنوان وسیله‌ای برای اشرافی‌گری یا تجمل‌گرایی استفاده کرده‌اند، در نگاه عمومی نیز به‌خوبی شناخته می‌شوند و راهشان از مسیر علمای سلف جداست.

البته باید توجه داشت که نباید این تعابیر را به‌صورت کلی درباره همه حوزویان به کار برد. امروز نیز در حوزه‌های علمیه قم و دیگر شهرها، عالمان و روحانیون فراوانی حضور دارند که بدون علاقه به مناصب و مسئولیت‌های ظاهری، و بدون دلبستگی به دنیا، در نهایت ساده‌زیستی زندگی می‌کنند؛ و بنده بسیاری از این عزیزان را از نزدیک می‌شناسم.

حتی بسیاری از طلاب و خانواده‌های محترم آنان در شهرهای مختلف مشغول تبلیغ دین هستند، در حالی که حقوق و شهریه‌شان کفاف همان زندگی ساده را نیز نمی‌دهد، اما با همه این اوصاف، از مسیر علمای سلف خارج نشده و همچنان مشغول خدمت‌اند.

این واقعیت، خود مایه امیدواری است؛ چرا که هنوز افراد صالح، صادق‌القول و صادق‌الفعل در میان مردم حضور دارند تا حجتی باشند در برابر کسانی که به سمت اشرافی‌گری رفته‌اند.

سنت مردم‌داری در حوزه امروز چه جایگاهی دارد؟ آیا روحانیون در متن زندگی مردم هستند یا در ساختارهای اداری محدود شده‌اند؟

مردم‌داری در اسلام، از جایگاه خاصی برخوردار است و مفهومی است بر اساس توصیه‌های اخلاقی و الهی که در سیره پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت (علیهم السلام) ریشه دارد. همان‌گونه که بارها به طلاب و روحانیون عزیز تذکر داده‌ایم، مردم از یک روحانی توقع دارند غمخوار آنان باشد و در مواقع مختلف مددکار و همدم آنان گردد.

طلاب اگر بکوشند در این جهت تمام همّ و غم خود را بگذارند و مصروف دارند تا در سختی‌ها و مشکلات در کنار آحاد مردم باشند، خود را از مردم جدا ندانند و با حضور مدام در جامعه مشکلات آنان را لمس کنند و برای رفع آن اقدامی نمایند، این‌ها در نگاه مردم بسیار ارزشمند است.

مردم از یک روحانی و طلبه، توقع زبان نرم، رعایت عفت در کلام و گشاده‌رویی دارند. کما اینکه در قرآن کریم، خطاب به پیامبر عظیم‌الشان (صلی الله علیه و آله) آمده: فَبِما رَحمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظًّا غَلیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِکَ؛ ای پیامبر! تو در پرتو رحمت و لطف الهی با مردم به رأفت و مدارا رفتار می‌کنی و اگر غیر این راه و روش را داشتی و سنگدل و بی‌عاطفه بودی، مردم از اطرافت متفرق می‌شدند.

این آیه بیانگر آن است که نرم‌خویی و مردمی بودن، و لطافت و طمانینه در برخورد با مردم، شرط تداوم ارتباط رهبران دینی و جامعه روحانیت با مردم است.

در این میان باید توجه کرد که اگر طلبه و روحانی دلسوز جامعه باشد، به صورت مداوم با آنان در ارتباط باشد، از دردهای آنان باخبر باشد و در پی رفع آن برآید، می‌تواند جایگاهی درخور و شایسته داشته باشد. ولی اگر به واسطه شغل و جایگاه برای خود مرتبه‌ای قائل شد و مردم را زیر دست خود دانست و خود را برتر از همه گروه‌های انسانی شمرد و راه ارتباط مردم با خودش را مسدود کرد، بداند که دیگر در مسیر اهل بیت علیهم السلام و صراط هدایت جامعه قدم برنداشته و به مرور از چشم مردم افتاده و از دل و ذهن مردم نیز پاک می‌شود.

عالم و روحانی و طلبه باید با مردم هم‌یاری نمایند و به فکر مردم باشند تا جامعه دچار یأس نشود. اگر جامعه به واسطه برخی رفتارهای روحانیون از علما روی برگرداند، ضرر کلی برای دین و دین‌داری مردم پدید می‌آید.

البته مردم هم نباید همه افراد را به یک چشم نگاه کنند. بالاخره در هر لباسی افراد خوب و بد داریم و مردم باید به درستی افراد را از یکدیگر تمییز دهند و حساب رفتار یک نفر را به پای همه یا از آن بالاتر، به پای دین نگذارند.

عالمان دینی که ما در محضرشان بهره‌ها بردیم، مردم را ارزشمند می‌دانستند و به طور مداوم با آنان در ارتباط و در دسترس بودند، مشکلات زندگی‌شان را رفع می‌نمودند.

مرحوم آیت‌الله آقای سید ابراهیم حق‌شناس جهرمی قدس سره، ملجأ مردم بود و درب خانه‌اش از ابتدای صبح باز بود تا هر کسی با هر نوع فکر و گرایش و با هر مشکلی می‌خواست به راحتی به خدمت ایشان برسد و بیان مشکل خود را کند و آن مرد الهی بلافاصله در صدد رفع مشکل وی برمی‌آمد.

امروز حوزه‌های علمیه به عالمان و روحانیونی این‌چنین نیازمند است که بتوانند درد مردم را بشنوند و بفهمند و بعد با تمام توان در صدد رفع آن برآیند.

البته معنای مردم‌داری تنها به خوش‌رفتاری با مردم محدود نمی‌شود، بلکه شامل شناخت دردهای آنان و حضور در کنارشان است. به عبارت بهتر، عالم دینی در نگاه مکتب انسان‌ساز اسلام، نه تنها معلم احکام، بلکه پناهگاه اجتماعی و اخلاقی مردم و آرام‌بخش روان خسته آنان محسوب می‌شود.

بنابراین، حوزه‌های علمیه اگر می‌خواهند سنت مردم‌داری و نقش تاریخی خود را حفظ کنند، باید خود را از مردم جدا نکنند و در میان آنان و با آنان بوده و گوش شنوایی برای دردهای آنان باشند.

سنت مباحثه و آزاداندیشی تا چه اندازه در شرایط فعلی با فشارهای سیاسی یا نگرانی از انحراف تضعیف شده است؟

مباحثه و آزاداندیشی دو مقوله جدا از یکدیگر است. ابتدا باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که حوزه‌های علمیه از صدها سال قبل تا به امروز برقرار بوده است و ما هم باید بکوشیم این میراث ارزشمند را پربارتر از گذشته به آیندگان تحویل دهیم. باید برای توسعه حوزه‌ها تلاش کنیم و این حوزه مبارکه را با حفظ سنت‌های اصیل آن به آیندگان تحویل دهیم.

نباید بگذاریم جنبه جمود بر حوزه غلبه کند و طلاب را صرفاً برای یک درس خواندن معمولی بار بیاوریم. طلبه باید هرچه می‌خواند عمیق بخواند، کامل و جامع، و حول آن مطلب تدبر و اندیشه و مباحثه کند تا موضوع به طور کامل برایش واضح گردد و جا بیفتد و بتواند در مواقع لازم از آن دفاع کند. صرف یک کلاس رفتن و درس خواندن، دردی را دوا نمی‌کند. امروز جامعه به طلبه خوش‌فکر، باسواد، عالم و مسلط به مباحث نیاز دارد.

سنت مباحثه تا جایی که بنده به خاطر دارم، در طول دوران تحصیل اینجانب به شکل جدی به عنوان یکی از ارکان روزمره کلاس‌های درس جاری و عملی می‌شد.

به خاطر دارم پس از درس خارج فقه استاد گرامی آیت‌الله العظمی آقای گلپایگانی در مسجد اعظم، جمعیت متفرق نمی‌شد و همه دو نفری یا بیشتر در همان شبستان یا شبستان‌های اطراف یا صحن مسجد اعظم، به مباحثه درس آن روز یا روزهای قبل مشغول می‌شدند.

ممکن است این سنت حسنه امروز در برخی مدارس و حوزه‌های علمیه کم‌رنگ شده باشد که عوامل متعددی در آن دخیل است، اما گزارش‌هایی نیز دریافت کرده‌ام که مثلاً در شهرهایی مثل اصفهان یا مازندران و حتی در قم، برخی مدیران متعهد به این سنت حسنه توجه دارند و آن را در برنامه‌های درسی جای داده‌اند.

درباره آزاداندیشی هم حوزه از ابتدا بر اساس همین تفکر پیش رفته است. در دروس سطح و درس خارج این‌گونه نیست که حرفی که استاد بزند یا نکته‌ای که از مرحوم شیخ طوسی یا محقق حلّی یا علامه باشد، حرف نهایی و آخر باشد. بلکه طلاب می‌توانند با بیان نظرات حساب‌شده و اندیشه‌های خود به آن مطالب پاسخ دهند و آن را به صورت مؤدبانه و صحیح نقد کنند.

پس این آزاداندیشی ریشه در حوزه‌های علمیه دارد و اساساً حوزه و مکتبى که براساس منطق نیرومند و قوی و بنیان‌های محکم استوار است، دلیلى ندارد که از گفته دیگران حتی شاگردان و طرح سؤال‌های آنها هراس به خود راه دهد.

خداوند هم در قرآن کسانی را که صرفاً گوش‌دهنده باشند نه اهل تحقیق، نمی‌پذیرد و می‌فرماید: سخنان مختلف را گوش دهید و برترین را انتخاب کنید.

پس اسلام و مکتب تشیّع با آن سابقه عمیق و طولانی نیازی به هراس از آزاداندیشی ندارد. البته در این میان باید دقت نمود که طرح مباحث مختلف با عنوان و برچسب آزاداندیشی، فضا را به سوی بیان آزادانه افکار ضد تشیّع سوق ندهد و بعد در برابر این افکار، کسی هم پاسخگو نباشد. بلکه باید اگر کسی در مورد اعتقادات سؤال و شبهه‌ای دارد، در جمعی که متخصصان و آگاهان به موضوعات اعتقادی حضور دارند، شبهه را بیان کند و پاسخ مستدل را هم در همان جلسه دریافت نماید؛ نه اینکه صحبتی به عنوان آزاداندیشی شود، فردی اعتقادات مسلم مکتب و مذهب را هدف قرار دهد و کسی هم در برابر او نباشد که پاسخش را بدهد، و این شبهه به وسیله رسانه‌ها و فضای مجازی به صورت گسترده پخش شود و این‌گونه جلوه کند که پاسخی برای آن وجود ندارد.

زهد و فروتنی چه نسبتی با جایگاه اجتماعی و رسانه‌ای امروز برخی روحانیون دارد که گاه با تشریفات و مقام‌های سیاسی عجین شده است؟

این نکته را باید مورد توجه قرار دهیم که حوزه، ارتباطش با امام زمان (عجل الله فرجه) است و ارتزاق حوزه از ساحت مقدس آن حضرت می‌باشد. اگر حوزه از خط اتصال به آن حضرت خارج شد، آن حوزه اصیل نیست.

از سوی دیگر طلاب و روحانیون حوزه‌های علمیه باید بدانند که اساس این لباس بر پایه تقوا و دوری از دنیا و حبّ جاه و مقام و خودبینی می‌باشد.

اگر طلبه‌ای با این فکر که با استفاده از این لباس می‌تواند به قدرت و دستگاهی برسد و برای خود مقامی بسازد، سخت در اشتباه است و بداند که از همین الان اگر این لباس را کنار بگذارد، برای دنیا و آخرت او بهتر است. ما باید بدانیم که حوزه‌های علمیه از ابتدا بر اساس معنویات بنا شده است.

چگونه می‌توان سنت‌های کهن مثل ساده‌زیستی را برای شرایط جدید جامعه تعریف کرد تا هم ارزش اصیل حفظ شود و هم پاسخگوی نیازهای امروز باشد؟

اگر حوزه علمیه بتواند مجدداً و به طور کامل، سنت تاریخی زهد و پارسایی و مردم‌داری را احیا نماید، نه تنها از خطر فاصله گرفتن از مردم در امان خواهد ماند، بلکه می‌تواند در عصر فعلی نقش هدایت‌گری خود را با قدرت بیشتری ایفا کند. ساده‌زیستی یکی از اصول بسیار مهم و همیشگی حوزه‌ها و سیره علمای بزرگ و سلف صالح بوده است.

حوزوی و طلبه‌ای که زاهدانه و عزتمندانه با مردم باشد، زنده و پویا و اثرگذار است؛ و روحانی‌ای که با عزتمداری در کنار مردم زندگی کند، وارث راستین میراث انبیاء است.

در مقابل آنانی که برای خود تشریفات قائل باشند و از مردم فاصله می‌گیرند یا چشم به مال مردم دارند، بالتبع سخن و کلامشان هم نمی‌تواند اثربخش باشد.

در شرایط فعلی که به خصوص جامعه از نظر اقتصادی در ضیق معیشت است و مردم متأسفانه در تنگنای معیشت قرار گرفته‌اند و به سختی گذران زندگی می‌کنند، روحانیت چه در برنامه‌های حوزه و چه در امور جاری زندگی روزمره خود باید تغییرات جدی بدهد و از تشریفات و خرج‌های بی‌مورد و غیرضروری جداً پرهیز کند.

امروز رضای امام عصر (ارواحنا فداه) در این است که هر کسی در حد توان خود به زندگی مردم و جوانان این کشور رسیدگی کند.

نمی‌توان با برنامه‌های مختلف و همایش‌های گوناگون جامعه را به روحانیت امیدوار کرد، بلکه راه آن است که یک طلبه یا روحانی یا مرجع تقلید خود را از مردم و در کنار مردم بداند و سعی نماید در اطرافش در حد امکان از تشریفات و انجام رفتارهای خارج از عرف روحانیت جلوگیری شود.

امروز بسیاری از مردم در تأمین معیشت خویش با دشواری‌های جدی روبه‌رو هستند؛ ازاین‌رو زیبنده نیست در حوزه‌های علمیه برنامه‌هایی با هزینه‌های عجیب برگزار شود، به‌گونه‌ای که شائبه بی‌اطلاعی از واقعیت‌های زندگی و تنگناهای معیشتی جامعه را پدید آورد.

ما تا می‌توانیم باید به سیره سلف صالح توجه کنیم و رفتار آنان را سرمشق حوزه‌های علمیه قرار دهیم.

امام صادق (ع) فرمودند: «هرگاه خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، او را زاهد در دنیا و فقیه در دین قرار می‌دهد.» این روایت نشان می‌دهد که نشانه اراده خیر الهی، بی‌میلی به دنیا و درک عمیق از معارف الهی است.

انسانی که خدا خیر او را بخواهد، به دنیا دل نمی‌بندد و فریب ظواهر و تشریفات را نمی‌خورد. مردان الهی نه در پی شهرت و تجمل‌اند، بلکه قناعت و اخلاص را شعار زندگی خود می‌سازند.

مردم در سنت‌های حوزوی چه نقشی در حفظ دین و شعائر دارند؟ آیا شریک در گسترش دیانتند یا صرفاً پیروان روحانیت؟

حرکت و گسترش فرهنگ دینی و شعائر مذهبی بدون حضور مردم تحقق خارجی نمی‌یابد.
شعائر، ارزش‌ها و مناسک دینی، همگی با حمایت جامعه و با مشارکت مردم معنا پیدا می‌کند؛ و اگر این بستر مردمی از میان برود، دین از سطح عمل و حیات اجتماعی به حوزه نظریات و شعارها محدود می‌شود.

ممکن است ما در شعار دادن و بیان مطالب بسیار قوی ظاهر شویم، اما اگر این شعارها در عرصه اجتماعی بازخوردی نداشته باشد و تعریف نشود، و به عبارت دیگر اگر نتواند مردم را همراه خود کند، نمی‌تواند اثرگذاری در عرصه اجتماع داشته باشد.

پس یک رکن مهم در برگزاری برنامه‌های مذهبی و احیاء و بقای حوزه‌ها، مردم هستند که با تمام توان و همت عالی و با قلب‌های پاک و سلیم خود وارد این عرصه می‌شوند و از مال و مقام خود در راه اهل بیت علیهم السلام می‌گذرند که می‌توانیم نمونه بارز و روشن آن را در اقامه مجالس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در عاشورا و تاسوعا و در اربعین ملاحظه کنیم.

قدرت حضور مردم در این رویدادهای بزرگ سبب شده این برنامه‌ها به صورت جهانی در سراسر دنیا اثرگذار باشد و شیفتگان اهل بیت علیهم السلام را گرد هم آورد. الان در ایام محرم و صفر اجتماع‌های عظیمی در سراسر جهان در بزرگداشت مقام حضرت سیدالشهدا علیه السلام برگزار می‌گردد. این‌ها برگرفته و مؤثر از نقش مردم و همراهی آنان در برنامه‌ها و سنت‌های دینی است و از این رهگذر حتی کمک و مواسات به یکدیگر نیز انجام می‌گردد.

در قرآن کریم هم اقامه دین و امر به معروف و نهی از منکر، مسئولیتی اجتماعی و جمعی دانسته شده است: *وَ لْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ* (آل‌عمران، ۱۰۴)
این آیه به‌روشنی بیان می‌کند که جامعه دینی تنها با مشارکت مؤمنان و مردم در دعوت به خیر و برپایی ارزش‌ها زنده می‌ماند.

در سیره پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) نیز حفظ شعائر به دست مردم انجام می‌گرفت؛ کما آنکه در روایت شریف آمده است: *مَن أحیا أمراً مِن أمرِنا فقد أحیانا، و مَن أحیانا فقد أحیا الله*. کسی که امر و سنّتی از سنن ما را احیا کند، ما را زنده کرده و کسی که ما را زنده کند، نام خدا را زنده نموده است.
ملاحظه می‌کنید که در این روایت، جایگاه مردم در احیای دین و شعائر الهی هم‌سنگ زنده نگه‌داشتن خود دین دانسته شده است.

در تاریخ اسلام هم که نگاه کنیم، هرجا این پیوند استوار بوده، دین شکوفا و جامعه زنده مانده است؛ و هرجا مردم از صحنه کنار گذاشته شده‌اند، دیانت به یک سری گفتارها و تشریفات خشک تقلیل یافته است.

و با بیان فوق واضح شد که چنین مردمی هم شریک در گسترش دیانتند و هم پیروان روحانیت واقعی، و این دو قابل جمع می‌باشند.

گفت‌وگو درباره مطلبی که خواندید

آدرس ایمیل شما منتشر نمی‌شود.