ادیان نیوز: پان ايرانيست يعني آنكه پيرو مسلك پان ايرانيسم است و پان ايرانيسم نيز يعني«وحدت اقوام يا سرزمينهاي ايراني»، [1] اما كاملترين تعريفي كه ميتوان از پان ايرانيسم عرضه كرد اين است كه، پان ايرانيسم جنبشي است كه وحدت و يگانگي همه ی ايرانيان در ميهن بزرگ آنان را خواهان است.[2] زمينهها و چگونگي شكل گيري حزب پان ايرانيست در پي اشغال ايران در جنگ جهاني دوم، در هشتم شهريور1320، با ورود نيروهاي متفقين، عدهاي از دانش آموزان، همانند پرويز صفياري، فريد سياح سپانلو، خداداد فرمانفرمائيان، ناصر ماضدي، محمدرضا عاملي تهراني، علینقي عاليخاني، ابوالقاسم پورهاشمي، مهدي عبده، محسن پزشكپور و مهدي بهرهمند به مقابله با متجاوزان ميپردازند و با تشكيل باشگاه ايراندوستي كوششهاي ايران پرستانه خود را شكل ميدهند. اعضاي باشگاه ايراندوستي، خواهان وحدت كليه ی افراد متعلق به نژاد ايراني بودند و در نظر داشتند كه آنان را در قلمرو سياسي واحدي گردهم آورند. آنان زنده نگهداشتن آتش وطن پرستي را آرزوي مقدسي براي خود ميدانستند كه نبايد خاموش ميشد. آنان در ادامه توانستند افراد جديد ديگري مثل حسنعلي صارم كلالي، فريدون تقي زاده، بيژن فروهر و عليرضا رئيس را نيز به طرف خود جذب كرد و با تشكيل كميته ی سازمان خارجي، كه زير نظر انجمن كار ميكرد، انسجام خاصي به فعاليتهاي خود داد.[3]
در 15شهريور1325 عليرضا رئيس، پس از بازگشت از مدرسه درحاليكه در منزل مشغول ساختن مواد منفجره براي مقابله با دشمنان بوده، بر اثر انفجار كشته ميشود، براي پاس آئيني كه عليرضا رئيس در راه آن كشته ميشود، محسن پزشكپور متني مينويسد كه نزد پان ايرانيستها به نام«فرمان رئيس» معروف است، و در حقيقت پيمان نامهاي بود براي ياران رئيس كه، راه رئيس را پيرو باشند. و بدينگونه بود كه براي نخستينبار سيماي«پان ايرانيسم» شكل گرفت. پان ايرانيستها اين تاريخ را مقدس شمردند و به نام روز بنياد از آن ياد ميكنند و هر ساله در همين تاريخ سالگرد جنبش پان ايرانيستي خود را گرامي ميدارند. و در حقيقت بايد گفت كار تشكيلاتي و منسجم جنبش پان ايرانيستي دقيقا از همان تاريخ، يعني پانزدهم شهريور سال1326 آغاز گرديد. از آن پس پان ايرانيستها كار خود را به نام«مكتب» دنبال كردند[4] و با چاپ و توزيع كتاب “ما چه ميخواهيم” در پاييز سال1326 آرمانها و هدفهاي تاريخي و اجتماعي خود را بيان كردند، آنان نام«پان ايرانيسم» را هم، كه گوياي مباني تاريخي اين اهداف و آرمانها میباشد، بر مكتب مبارزاتي خود گذاشتند تا ناآشنايان را به زودي به چگونگي عقيده و آرمان آنها واقف سازد.[5]
در سال1329، در نتيجهی آموزشهاي مداوم و كوششهاي زيادي كه براي تعيين و ارائهی منطق و جهانبيني و ديدگاههاي نهضت صورت گرفت، رهبر نهضت پان ايرانيست و تني چند از ياران او، نوشتهاي به نام«بنياد مكتب پان ايرانيسم» تنظيم كردند كه در نوروز سال1329 منتشر شد كه اين كتاب همچنين در سال1358 تجديد چاپ، تكثير و توزيع شد. بهطوركلي و به اعتقاد اعضاي حزب، حزب پان ايرانيست در مسير تكوين و شكلگيري 3مرحله متمايز را طي كرد. نخستين مرحلهی شكلگيري در سال1329 به تكامل رسيد، كه نهضت آنان پس از كوشش براي پيريزي تشكيلاتي كه از سال1326 آغاز شد و در سال1329 پايان يافت. مرحلهی دوم، مرحلهاي است كه پان ايرانيست از حالت سازمان خارج شده پس از تكامل يافتن به مكتب تبديل شد آغاز اين دوران از سال1329 به بعد ميباشد. پان ايرانيستها براي آغاز سومين مرحله و همچنين پايان مرحلهی دوم، تاريخ بهمنماه سال1330 مطرح كردهاند كه مكتب به حزب تبديل ميشود.[6]
مباني و ماهيت فكري و اعتقادي حزب پان ايرانيست ديدگاههاي مختلفي نسبت به ماهيت فكري حزب پان ايرانيست وجود دارد. گازيوروسكي آن را يك سازمان مليگراي افراطي،[7] مرموز و فوق ناسيوناليست، نيمه فاشيستي كه با شكلهاي سنتي اقتدار مانند سلطنت، روحانيت، و طبقه زميندار و هم با پديدههاي امروزيتري از قبيل سرمايهداري و كمونيزم مخالف بود، معرفي ميكند.[8] ريچارد كاتم آن را جنبشي ميداند كه براي نژاد اهميت درجه اول قايل ميشد و معتقد بود كه اينها عمدتا از فاشيسم اروپايي تأثير ميپذيرفتند و همچنين بر اين باور بود كه، بينش يهودستيزانه، ضدسرمايهداري، ضدكمونيستي و دعاوي گسترده امپرياليستي بر مناطق خارج از مرزهاي كنوني ايران در اين گروه سياسي شباهت ناراحتكنندهاي به اصول هيتلري داشته است.[9]
اسناد بدست آمده از لانه جاسوسي امريكا نيز، حزب را يك حزب افراطي نئونازي معرفي ميكند كه معتقد بودند، ايران بايد به مرزهاي جغرافيايي سابقش برگردد و كليه خارجيان از ايران خارج گردند و نفوذ خارجي از بين برود.[10] نهضت آزادي نيز علت وجودي و ماهيت شكلگيري پان ايرانيستها را واكنش جامعه در مقابل فعاليتهاي حزب توده بيان ميكند.[11]اما با بررسي كتابها و نوشتههاي حزب، آنها دربارهی ماهيت فكري خود چيز ديگري ميگويند. كتاب«بنياد مكتب پان ايرانيست» براي بيان مباني فكري به چهار اصل مهم تأكيد كرده است:
1- اصول منطق، 2- قدم به تاريخ و اجتماع، 3- منطق پديدههاي اجتماعي، 4- مباني پان ايرانيسم. پان ايرانيستها، بناي منطقي حزب خود را بر دو اصل استوار كرده بودند: «اصل همبستگي و اصل شناخت». دربارهی اصل دوم ذكر شده است كه در اين مقوله، همه چيز به مفهوم ملت و مليت باز ميگردد. در اين اصل به ناسيوناليسم تاريخي توجه شده است.[12] به اعتقاد آنها در اصل سوم، از ميان قوانين حاكم بر پديدههاي اجتماعي، دو قانون مهمتر از بقيه ميباشند. قانون گسترش و قانون گزينش. در قانون گسترش، پديدهها بر حسب استعداد نهادي و پروردهی افراد و محيط، گسترده ميشوند و مطابق قانون گزينش، پديدههايي برگزيده ميشوند كه تابع نياز ملي و مطابق با آن باشند. اصل چهارم در مباني مورد تأكيد اين حزب، اشاره دارد كه در حقيقت اساسيترين اصل براي بيان معتقدات، پان ايرانيسم ميباشد. بر اساس اين اصل، آنان راه نجات و رستگاري ملت را در پان ايرانيسم جستجو ميكردند.[13]
ديدگاههاي حزب پان ايرانيست حكومت: پان ايرانيستها حكومت را دقيقترين فنون و تخصصها و يك دستگاه صلاحيتدار رهبري ملت ميدانند كه موظف است ملت را به سوي آرمانهايشان هدايت كند،[14]همچنين قدرت حكومت را نيز ناشي از آرمانخواهي ملت ميدانند در نتيجه با اين نوع نگرش فقط آن طرز حكومت را قابل قبول ميدانند كه ملت را بسوي آرمان ملي هدايت كند. به بيان ديگر، آنها طرفدار حكومت مطلقهی ملي توأم با اقتدار و آمريت محضاند ومدل حكومتي را پيشنهاد ميكنند كه برنامهی حكومتيش طبق مفاد دكترين پان ايرانيسم و متكي برخواست و نياز ملت است.
اقتصاد: پان ايرانيستها دربارهی اقتصاد، سيستم اقتصاد ملي را پيشنهاد ميكنند و براي آن ويژگيهايي قائلاند بدين ترتيب: – اقتصاد براي آرمان ملي، نه اقتصاد براي اقتصاد. – ملي كردن سرمايهها و محدوديت سود. – تشكيل بورس سهام ملي، به منظور خريد سهام مؤسسات توليدي براي كمكهاي سرمايهاي و فروش آن به خانودهها به منظور بسيج پساندازهاي كوچك و انتقال مالكيت وسايل توليد به همهی خانوادهها.[15]
فرهنگ: پان ايرانيستها نسبت به فرهنگ توجهي ويژه دارند و فرهنگ را حاصل خلاقيت يك ملت و قالب تكامل آن ميدانند. اساسيترين رسالتي كه در اين مهم براي خود قائلاند، حفظ و حمايت و گسترش زبان و فرهنگ فارسي است و علاوه بر زبان، عناصري مانند آداب و سنن محلي جشنها و برپايي مراسم نوروزي نيز مورد توجه آنهاست.[16] انشعابات درون حزبي پان ايرانيست اولين انشعاب حزب با ورود دكترمنشيزاده به صحنهی سياست و تشكيل “حزب سومكا” آغاز شد.[17]دومين انشعاب طرد عدهاي حرفهاي بود. از اين جمله گروهي بود كه خود را آوارگان پان ايرانيزم ميناميدند. امير زرينكيا معروف به اميرموبور و منظور افشار در رأس اين گروه بودند. سومين و مهمترين انشعابي كه در حزب رخ داد و منجر به پديدآمدن شكافي عميق بين صفوف پان ايرانيستها گرديد، جدايي داريوش فروهر و تشکیل حزب ملت ایران درسال1330 بود.[18] آخرين انشعابي كه در حزب پان ايرانيست رخ داد جدائي فضلالله بنيصدر بود. او قائممقام دوم حزب و عضو فراكسون پان ايرانيستها در مجلس22 بود در اين دوره، فراكسيون پارلماني پان ايرانيستها به جدايي بحرين رأي مخالف داد و او تنها فردي بود كه از اين جمع به اين جدايي رأي داد[19] صدر بعد از اخراج در ديماه1349 موجوديت حزب ايرانيان را رسما اعلام كرد. كه در پي اين، افراد زيادي از جمله دكترحسين تجدد، كريم جزايري و مهدي بهرهمند به اين حزب پيوستند. فعاليتهاي حزب پان ايرانيست قبل از انقلاب حزب پان ايرانيست بعد از تأسيس، مقاطع متفاوتي را پشت سرگذاشت و عملكرد دوگانهاي در پيش گرفت. در جريان مليشدن صنعت نفت با نهضت ملي همكاري داشتند و در اجتماعاتي كه تشكيل ميدادند به حمايت از سياستهاي مصدق ميپرداختند كه چندينبار باعث درگيري آنها و حزب توده شد. در جريان قيام مردمي 30تير1331 به قدرت رسيدن مجدد مصدق با پشتيباني مردم و سقوط كابينهی احمد قوام، حزب پان ايرانيست هم حمايت خود را از دكترمصدق اعلام كرد و چند شب قبل از قيام، گروههايي از حزب پان ايرانيست به همراه افراد ديگري از جبههی ملي در خيابان عليه دربار و شاه شعار ميدادند. آنها اين طرفداري را به سبب آرمان وطنخواهانهی مصدق ضروري و وظيفه خود ميدانستند.[20]
حزب پان ايرانيست پس از قيام 30تير1331 بهطور علني جانب شاه را گرفت و اعضاي اين حزب در جريان وقايعي كه به سقوط كابينهی دكترمصدق انجاميد، نقشآفريني كردند. آنان با حمايت نيروهاي طرفدار شاه به تجمعهاي طرفدار مصدق حملهور ميشدند و ميتينگهاي نهضت ملي توسط دارو دستههاي جمعيت جوانمردان(چاقوكشان و فاحشههاي تهران) و حزب پان ايرانيست به خاك و خون كشيده شد.[21]
بعد از كودتاي 28مرداد1332 و سقوط دولت مصدق، حزب پان ايرانيست با انتشار “روزنامهی خاك و خون” همكاري با رژيم كودتا را گسترش داد. آنها در حمايت از فعاليتهاي محمدرضا پهلوي براي انقلاب شاه و ملت يا انقلاب سفيد، منشور سربلندي را منتشر كردند. اين منشور در 39ماده منتشر شد و بر تهييج احساسات ايرانيان تأكيد داشت. همچنين در دههی1340 بسياري از برنامههاي شاهنشاهي و سياست مستقل ملي و همچنين مبارزه با بردگي و استعمار كه از طرف رژيم تبليغ ميشد، زمينههاي همسو شدن عملكرد حزب را با برنامههاي رژيم پهلوي فراهم كرد.[22]
با ماجراي جدايي بحرين از ايران، حزب پان ايرانيست وارد مرحلهی حساس و بحراني شد. با وجود تمام همدلي كه پان ايرانيستها نسبت به عملكرد رژيم نشان ميدادند، در جريانات منجر به جدايي بحرين از ايران به دنبال اقدامات طرحريزي شدهی بريتانيا، حزب پان ايرانيست مخالفت و ايستادگي در برابر برنامههاي رژيم را در پيش گرفت. پزشكپور براي خردهگيري از دولت طرحي را تسليم نمود كه باعث استيضاح دولت(هويدا) شد. اين موضعگيري سبب افت فعاليتهاي حزب بهدليل قطع كمكها و افزايش كنترل شد. در اين زمان از هرگونه اجتماع و تظاهرات پان ايرانيستها به دستور شهرباني جلوگيري ميشد.[23]
در دههی1350، چند نفر از فعالين حزب پان ايرانيست به مجلس شوراي ملي راه يافتند. بعد از تشكيل حزب رستاخيز، حزب پان ايرانيست در رستاخيز حل شد و در كابينههاي شريفامامي و ازهاري، دكترعامليتهراني به وزارتاطلاعات و آموزش و پرورش آن روزگار منصوب شد. [24]
حزب پان ايرانيست و انقلاب اسلامي با اوجگيري انقلاب، پان ايرانيستها و بخصوص پزشكپور، در مجلس با ايراد سخنان تند نسبت به مهرههاي درجهی دوم و سوم و طيف مخالف حاكمي كه از سال39 به اين سو با آنها بر سر نزديكي به دربار در رقابت بودند در تطهير شاه و خدمت به او گامهاي مؤثري برداشتند. آنها در همين راستا ابتدا اقدامات مردم را توطئهی بيگانگان براي ايجاد تفرقه ميان ملت و نظام شاهنشاهي به شمار آوردند، و بعد كه شعلههاي انقلاب بيشتر زبانه كشید، در پي جدايي از رستاخيز برآمدند و پزشكپور پيشنهاد تأسيس حزبي سراسري را در ايران داد كه عملي نشد و سرانجام تصميم گرفت مجددا حزب پان ايرانيسم را احيا كند. در اين ايام بين پان ايرانيستها، بهويژه پزشكپور، و آيتالله شريعتمداري ارتباط تنگاتنگي برقرار بود و جلسات مشترك و موضعگيريهاي هماهنگي داشتند، از جمله مشتركات آنها تكيه بر قانوناساسي بود. آنها در ادامه با برخي از اعضاي جبهه ملي، رؤساي اصناف و بازار و بعضي از شخصيتهاي ديگر جلسه تشكيل ميدهند، وضع مملكت را خطرناك و ادامهی آن روند را در آيندهی نزديك موجب اضمحلال دروني مملكت و رژيم تشخيص ميدهند و بالاتفاق نظر ميدهند كه حفظ سلطنت و قانون اساسي در حالت فعلي تنها راه نجات مملكت است.[25]
با فرار شاه از ايران و ورود امامخميني(ره) به ايران و شدت يافتن مبارزهی مردم ايران عليه رژيم پهلوي، حزب پان ايرانيست نيز مانند ديگر گروهها، خود را با حركت مردم همسو نمود. اين گروهها ميكوشيدند با نشان دادن همسويي خود با مردم و قيام آن، جهت حركت مردم را شناسايي كرده و بر امواج انقلابي آنان سوار شوند تا هدايت كار را در دست خود بگيرند. به همين دليل سعي كردند خود را به امامخميني(ره) نزديك كنند. در اين زمان پزشكپور و 46تن از نمايندگان استعفا كردند و ملاقاتهاي بسياري با امام انجام دادند و در اين ديدارها، نظريات خود را دربارهی تشكيل دولت و مسائل جاري مملكت با امام در ميان گذاشتند. آنان حتي با ساير گروهها و جناحهاي سياسي ديگر، مثل مظفر بقايي، احمد بنياحمد تظاهراتي را صورت دادند كه مورد توجه هيچ يك از جناحهاي ملي و مذهبي قرار نگرفت.[26]
سرانجام حزب پان ايرانيست يكي از مسائل منتسب به پان ايرانيستها، اتهام شركت آنان در توطئهی ضدجمهوري اسلامي است. پان ايرانيستها در غائلهی چهاردهم اسفند1359 با شركت گروههاي ديگر قصد كودتا و براندازي نظام جمهوري اسلامي را داشتهاند كه نقشهی كودتا كشف ميشود و طرحشان لو ميرود و در نتيجه خيلي از مجريان آن دستگير شدند و بعضي نيز به مجازات رسيدند. پس از اين ماجرا و افشاي آن محسن پزشكپور همراه تعداد ديگري، از طريق كردستان به تركيه و از آن جا به فرانسه فرار كردند و به دنبال اين فرار، فعاليت حزب نيز عملا به خارج از كشور منتقل شد. تا اينكه در سال1367 پزشكپور به ايران بازگشت او موفق شد كه بازماندگان قديمي پان ايرانيست را دور خود جمع كند. او چند پايگاه حزبي نيز براي خود ايجاد كرده است و مدام جلساتي نيز با اعضاي حزب برگزار ميكند، همچنين از مصاحبههاي مطبوعاتي نيز غافل نشده است و هر از گاهي با تهران تايمز، كيهان هوايي، ابرار و….مصاحبههايي صورت ميدهد و بدينگونه پويايي فعاليت خود را به نمايش ميگذارد.[27] او همچنان به تشكيل جلسات اعضاي حزب ادامه ميدهد.
منبع:پژوهشکده باقرالعلوم (ع)